شماره 22 ـ دي‏ماه هشتاد و سه
ارزيابي انگيزه‌هاي ورود دختران به دانشگاه
يوسف غلامي

اشاره:
چندي پيش، از سوي مركز برنامه‌ريزي متون درسي، از دانشجويان دختر درباره انگيزه ورود خود به دانشگاه، نظرسنجي صورت گرفت و نتايجي به دست آمد كه شايد آگاهي از آن براي اساتيد محترم سودمند باشد. نتايج آن نظرسنجي به كارشناس محترم، نويسنده پژوهشگر يوسف غلامي سپرده شد تا به دو پرسش ما پاسخ دهد:
1) دانستن انگيزه ورود دختران به دانشگاه، چه تأثيري در روند تصميم‌گيري و برنامه‌ريزي درسي دانشجويان دارد؟
2) اين امر چه تأثيري در فعاليت متوليان و اساتيد مجموعه معارف دارد؟
معارف

كتاب‏هاي درسي دانشگاه تنها بر پايه انگيزه‌هاي ورود دانشجويان به دانشگاه تدوين نمي‌شود ولي «ميزان تأثيرگذاري كتاب‏ها در انديشه دانشجو» به انگيزه ايشان بسيار پيوسته است. دانشجويي كه براي كسب مدرك يا موقعيت اجتماعي، شغل، استقلال مالي، همسريابي، فرار از بيكاري، گريز از خانواده يا وقت‌گذراني، به دانشگاه رو مي‌آورد، كتاب درسي با محتواي خوب نمي‌تواند بر انديشه خرد او تأثير دلخواه نهد و استاد او نيز مي‌داند كه طرح بسياري از مباحث معارفي براي وي جايگاهي ندارد و موضوعاتي كه براي وي اهميت دارد بايد در قالبي ارائه شود كه با انگيزه‌هاي او سازگار باشد.
اساتيد با شناخت انگيزه‌هاي دانشجويي بهتر خواهند دانست كه چه بخشي از اطلاعات و فراگرفته‌هاي ايشان در محيط دانشگاه ناكارآمد و چه بخشي كاربردي‌تر است. از آن پس خواهند كوشيد كه دانش خود را در بخش‏هاي كاربردي‌تر بيفزايند. آنگاه بسياري از رفتارهاي ناپسند دانشجويي برايشان توجيه‌پذير مي‌شود و با درك موقعيت آنان، در بسياري از تصميمات و رفتارها، آنان را حق به جانب خواهند دانست. اين احساس واقعيت، رابطه استاد و دانشجو را صميمي‌تر مي‌سازد و در سايه همين صميميت است كه مي‌توان اميدوار بود استاد انگيزه‌هاي ناستوده و خرد را از انديشه دانشجويان بزدايد و انگيزه‌هاي سالم‌تري جايگزين سازد.
شناخت انگيزه دانشجويان، چارچوب مباحث كلاس را تعيين مي‌كند. زماني كه استاد بداند هدف دانشجوي دختر از ورود به دانشگاه، هم‌سطح شدن با مردان است، در جستجوي شناخت عوامل پديد آمدن اين فكر انحرافي برخواهد آمد كه بايد زن و مرد در همه چيز هم‌سطح باشند!
دانشجويي كه به منظور برآوردن آرزوهايش به دانشگاه رو كرده است هرچند انگيزه‌اي ناروا ندارد، مي‌توان با تربيت و سازندگي‌اش كوشيد تا بداند در پي برآوردن چه آرزوهايي باشد! چگونه و با انتخاب چه رشته‌اي؟
زماني كه اساتيد از انگيزه‌هاي ورود دانشجويان به دانشگاه بي‌اطلاع باشند در اجراي اهداف فرهنگي و تربيتي خود نيز ناموفق خواهند بود. زيرا در روان‌شناسي يادگيري، «حضور ذهن» را نخستين شرط يادگيري برمي‌شمرند. دانشجويي كه با انگيزه «فرار از خانواده، وقت‌گذراني، داشتن آزادي بيشتر و ...» در كلاس درس حضور مي‌يابد ذهن متمركزي براي دريافت مباحث معارفي نخواهد داشت تا اميد رود پس از چندي شيفته فراگيري علوم مذهبي شود.

انگيزه استقلال مالي
در نظرسنجي از دختران، گروهي انگيزه ورود خود به دانشگاه را گريز از فقر و كسب استقلال مالي در مقابل مرد (همسر) ياد كرده‌اند.
بانو الف.ص. دانشجوي رشته آمار از دانشگاه كرمان مي‌گويد: «مي‌خواهم با ادامه تحصيل براي خود شغلي به دست آورم تا در آينده به دليل نياز اقتصادي ناچار از فرمانبري همسرم نباشم!»
نخستين فايده مطالعه اين‌گونه اظهارنظرها آشنايي با سطح فكر و ميزان فهم و عقل جواناني است كه دوازده سال در نظام آموزشي كشور ما دانش آموخته‌اند؛ كساني كه ممكن است پس از چند سال آموزگار فرزندان خود ما باشند. در مراكز آموزشي، اجتماع و خانواده چه اموري آموزش داده مي‌شوند و چه حوادثي رخ مي‌دهد كه جوان پس از سال‏ها دانش‌اندوزي تصور مي‌كند بايد در جستجوي يافتن راهي باشد كه به «فرمانبري از همسر» نينجامد! آيا آييني كه تأمين مخارج خانه را بر عهده مرد مي‌نهد در صدد است تا راه سلطه مرد و اسارت زن را هموار سازد؟!
استقلال اقتصادي زن تا چه ميزان در تفاهم زندگي زناشويي تأثير مي‌نهد؟
به فرض آنكه كسب استقلال اقتصادي، زن را از فرمانبري شوهر برهاند، آيا اين رهيدن زمينه‌ساز تفاهم بيشتر در زندگي است يا عامل اختلاف بيشتر؟ چه ميزان از اختلافات همسران به دليل نداشتن استقلال اقتصادي زن است و اين استقلال اقتصادي چند درصد از اختلافات همسران را كاسته است؟ اينها مواردي است كه استاد وظيفه دارد در لابه‌لاي مباحث معارفي به آنها بپردازد.
امروزه بسياري از فيلمنامه‌نويسان، تهيه‌كنندگان و كارگردانان داخلي و خارجي فيلم‌ها به شكلي مرموز و با جديت مي‌كوشند تا ميان مرد و زن تقابل پديد آورند و هر يك - به ويژه مردان - را ستمگر به گروه مقابل نشان دهند. آنگاه به زنان چنين وانمود كنند كه يكي از راه‌هاي رهايي از سلطه و ستم مرد، كسب استقلال مالي است. غافل از اينكه تا دستيابي زن به استقلال مالي، راه بسيار ناهموار، پرپيچ و خم و آسيب‌آفرين است. او زماني به استقلال مادي دست مي‌يابد كه بسياري از فرصت‏هاي زندگي را از دست داده و نيروي جواني، طراوت و اعصابش از كف رفته است و سپس نيز قرار است از همان نيروي باقي مانده‌اش استفاده كند تا شايد بتواند با كسب درآمد، كاري كند كه فرمانبر همسرش نباشد!!
اگر دختران به منظور كسب استقلال مالي به دانشگاه مي‌روند چه بهتر كه بينديشند كه از اين راه بيشتر فرمانبر قوانين صحيح زندگي باشند و بر ايجاد همبستگي، دلبستگي، تفاهم و محبت‌ورزي بكوشند، نه آنكه ساز ناسازگاري و تمرد بنوازند.
شايد در ايام دانشجويي نتوان به كلي انگيزه‌ها را تغيير داد ولي مي‌توان آن را هدايت كرد و به فرد تفهيم نمود كه اگر هم انگيزه‌اش كسب استقلال مالي است آن را ابزار تفاهم قرار دهد، نه نافرماني و اختلاف. جز اين، بايد دانست كه چه عواملي سبب شده است كه دختر اين گونه به مرد ناخوشبين باشد و به آينده نامطمئن! در حقيقت وجود اين انگيزه و تفكر حكايت از آن دارد كه دختر از سال‏ها پيش از ازدواج، به آينده خود نامطمئن و از آن نگران است و در فكر گذراندن دوره‌اي است تا او را از خطر آينده برهاند. اين دوره همان ايام دانشجويي براي كسب استقلال مالي است.
اين گفته‌ها هيچ يك به معناي آن نيست كه ما فراهم بودن زمينه ستم به زنان را كه گاه از سوي مردان پديد مي‌آيد، انكار مي‌كنيم، هرگز! سخن در اين است كه اولاً: اين امر بيش از آنچه حقيقت داشته باشد در زنان هراس ايجاد كرده است.
دوم آنكه: راه مقابله با آن، كسب درآمد و استقلال مالي زن نيست.
سوم: استقلال مالي زن در بسياري از موارد مايه اختلاف و ناخوشي زندگي زناشويي مي‌شود.
چهارم: برطرف كردن زمينه‌هاي ستم ضروري‌تر از چاره‌جويي براي مقابله با آن است.
پنجم: در دوره دانشجويي بايد به دختران شيوه ايجاد تفاهم آموخت نه راهكار نافرماني.
بدين حقيقت بايد بسيار توجه داشت كه تا زمينه‌هاي ستم به زنان در جامعه برطرف نشود، چاره‌جويي‌هاي دست دوم - مانند كسب استقلال مالي زن - نخواهد توانست زن را از ستم برهاند. استقلال مالي زن شايد بتواند در برخي مراحل زندگي از بعضي ستم‏ها به زن جلوگيري كند، اما چاره نهايي نيست. زن بايد در فكر چاره‌اي باشد كه زندگي زناشويي‌اش را به خوشي و خوبي بگذراند. پيشگيري از ستم همواره با خوب گذراندن زندگي همراه نيست. چه زناني كه با كسب استقلال مالي، مانع از ستم به خودند ولي زندگي را با تلخي سپري مي‌كنند. اين تلخي نيز خود نوعي ستم به زن است كه دختران و زنان از آن غافل هستند.
در شماره آينده از ساير انگيزه هاي دختران براي ورود به دانشگاه سخن خواهيم گفت.