|
گزارش نشست علمي نقد و بررسي كتاب تاريخ تحليلي اسلام
تهيه و تنظيم: اسماعيل آذري نژاد
مقدمه
در آذر ماه گذشته مركزبرنامهريزي و تدوين كتب معارف اسلامي دانشگاهها تصميم به برگزاري نشستي جهت بررسي كتاب تاريخ تحليلي اسلام نوشته آقاي محمد نصيري، با حضور اساتيد و صاحبنظران تاريخ اسلام گرفت. براي اين منظور بيست و دو نفر از اساتيد و صاحبنظران تاريخ اسلام كه تقريباً همگي داراي تأليفاتي در زمينه تاريخ اسلام هستند براي بررسي اين كتاب انتخاب شدند. ضمن ارسال يك جلد كتاب از اساتيد محترم تقاضا شد بررسيهاي خود را در فرصت مناسب به گروه ارسال نمايند تا زمينه برگزاري جلسه نقد و بررسي فراهم شود. در اين نشست علمي، مشروح نقدها و نظرات صاحبنظران با نويسنده درميان گذاشته شد و بحثهايي درباره فصول متعدد كتاب صورت گرفت.
اساتيد دعوت شده براي شركت در اين نشست داراي ويژگيهاي زير بودند:
1. تعدادي از صاحبنظران تاريخ اسلام.
2. تعدادي از اساتيد درس تاريخ اسلام در دانشگاههاي دولتي، آزاد اسلامي و همچنين مراكز و مؤسسات فرهنگي و علمي مرتبط با تاريخ اسلام.
3. متخصص تكنولوژي آموزشي.
تماسها و پيگيريهاي مكرر گروه سبب شد تا يازده نفر از اساتيد و صاحبنظران، نقد مكتوبشان را ارائه نمايند. به اين صورت دستمايه برگزاري نشستي در تاريخ 11/9/1383 فراهم شد.
در ابتداي نشست آقاي گرامي مدير پژوهش مركز، ضمن عرض خير مقدم و تشكر از حضور ميهمانان و اساتيد گرانقدر، توضيحاتي درباره نشست بيان كردند. سپس آقاي محمد نصيري نويسنده كتاب، گزارشي از پيشينه نگارش كتاب ارائه داده و گفت: در معاونت امور اساتيد معارف، گروهي در گرايش تاريخ تشكيل شد كه يكي از اهداف آن تأليف كتابي در زمينه تاريخ اسلام بود. در اين راستا مقالاتي توسط دوستاني از جمله دكتر لكزايي، خردمند، فرهادي، محمودي، اديبزاده، غلامي، اديب بهروز و الهامي نوشته شد كه مقالات بنده به دليل جامعيت و تسريع در ارائه انتخاب شد. در ادامه توسط اين گروه جلسات نقدي بر گزار گرديد و مقالات، تصحيح و نهايتاً براي چاپ آماده شد.
در خلال چاپهاي اول تا هجدم، جلسات متعددي در نقد كتاب توسط گروههاي تاريخ دانشگاهها و دانشجويان برگزار ميشد. ويراست دوم كتاب با توجه به نقدهايي كه در دانشگاه تهران و در ساير گروههاي معارف دانشگاهها انجام شده بود، بازنگري و اصلاح شد. يكي از نقدهاي وارد شده به كتاب، سرفصلهاي زياد آن بود. اينكه در يك درس 2 واحدي در يك ترم نميتواند ارايه شود و برخي مسائل ديگر موجب شد سرفصلها تغيير يافته و به سه سرفصل تقليل پيدا كند كه در اين جلسه اميدواريم بتوانيم بر اين اساس كتاب را ارزيابي كنيم.
آقاي محسن رنجبر به عنوان اولين منتقد به بحث پرداخت. ايشان، ضمن تشكر از آقاي نصيري به دليل تأليف كتاب و اشاره به امتيازات فراوان اثر يادآور شد: نقدهاي ما نفي اساس كتاب نيست.
آقاي رنجبر نقد خود را در چند محور ارائه داد:
1. بعضي فصول از جمله شعبههاي تاريخنگاري بايد حذف شوند چرا كه در سر فصلهاي تاريخ وجود ندارد.
2. بعضي موارد از جمله اخلاق و منش پيامبر(ص) بايد برجسته شود.
3. اگر پاورقيها به جاي آخر كتاب در همان صفحه درج شود بهتر است. در غير اينصورت تمركز خواننده در رجوع به آخر كتاب از بين ميرود.
4. در بحث خلفا ضمن دوري از تنش بايد اخلاقيات خلفا مورد بحث و نقد قرار گيرد.
5. در بحث امام حسن(ع) بايد به منابع دست اول رجوع شود.
6. جهت تبيين و تحليل بهتر قيام امام حسين(ع) و علل آن از كلمات خود آن حضرت استفاده گردد؛ چرا كه از تحريف و بدفهمي ديگران جلوگيري ميكند.
آقاي احمدي در نقد و بررسي كتاب با اشاره به كاربرد ناصحيح بعضي اصطلاحات مانند «ناسيوناليسم قومي» كه بار معنايي خاص دارند، استفاده از عنوان صحابي را براي مالك اشتر نادرست شمرد زيرا مالك اشتر پيامبر را درك نكرده بود.
آقاي احمدي در ادامه گفت: كتاب، مرد محور بوده و توجهي به نقش زنان در اسلام نكرده است. از جمله اينكه زنان را جزء صحابي پيامبر(ص) خطاب نميكند. در حال حاضر كه دانشجويان دختر اكثريت را دارا هستند، لازم است الگويهاي اسلامي مناسب را به آنها معرفي كنيم. به همين دليل، بايد نقش زنان را برجسته نشان داد. وقتي كه صحابي پيامبر را مرور ميكنيم چرا از حضرت فاطمه(س) نام نميبريم؟ وقتي از تربيتشدگان حضرت علي(ع) اسم ميبريم چرا از حضرت زينب(س) نامي برده نميشود؟
بعضي مسايل از قبيل عصبيت و پيماننامهها، در فقدان نظام سياسي در آن زمان موضوع هنجاري بود اما حالا ضد هنجار است. بايد آن فضا را ترسيم كرد تا مشخص شود كه آن موقع ساز و كار مناسبي بود.در خصوص ازدواج حضرت خديجه نقلهاي ديگري هم هست كه بايد آورده شود. اين كه گفته ميشود خديجه در سن چهل سالگي ازدواج كرده، از نظر فيزيولوژيكي امر درستي نيست. از آنجايي كه در سال پنج بعثت داراي فرزند شده است، سن او بايد كمتر از چهل باشد؛ مگر اين كه قايل باشيم هاشمي بوده و كسي هم به اين سخن ملتزم نيست.
ما بايد حقايق ديني و تاريخي را بيان كنيم و جريان خلافت، را دقيق و علمي بررسي كنيم. نبايد فقط توهين كنيم. در خود منابع اهل سنت هست كه عمر در خانه حضرت علي(ع) را شكست و شمشير را از دست زبير گرفت و وارد خانه حضرت شد. در مورد همراهي ابوبكر و اين كه افتخاري براي ابوبكرباشد، كاملاً اشتباه است.
دكتر بهمن خوئيزاده از نظر شكلي كتاب را داراي ويژگيهاي مثبت دانسته و گفتند: ارجاع دادن دانشجو به منابعي مثل تاريخ طبري و ديگر كتب قديمي نيز كار درستي نيست چرا كه دانشجو به اين منابع دسترسي ندارد بلكه بايد به منابعي چون فروغ ابديت و ... ارجاع داد. بعضي از نقلهاي تاريخي از جمله استقبال مردم از پيامبر در جريان فتح مكه، درست نيست.
در نقل مطالب تاريخي بايد اصطلاحات متناسب با فرهنگ آن زمان آورده شود. مثل اين كه گفته شده؛ يزيد به الكل اعتياد داشت، در صورتي كه الكل در آن زمان مرسوم نبوده است.
جناب آقاي الهامي: كتاب، تاريخ نقلي است نه تحليلي و بايد روي تحليل آن بيشتر كار شود. در كتاب ضعفهايي وجود دارد؛ از جمله در جايي آمده است پيامبر در جواب مشركان گفته بود: «اگر آفتاب را در دست راست من قرار دهند.» در اين مورد بايد عين جمله پيامبر نقل شود و ترجمه به لازمه نشود. ترجمه درست اين است كه «اگر خورشيد را در دست راست من قرار دهند».
از عمر تجليل زيادي شده است در صورتي كه بايد واقعيت گفته شود؛ مثلاً اهل سنت در باره شجاعت عمر گفتهاند زنها از او خيلي ميترسيدند. ما بايد واقعيتها را بيان كنيم. در عملكرد خلفا بايد به گونهاي بحث شود كه در مقايسه با سيره پيامبر، انحراف مسير بوجود آمده توسط آنها در اسلام نمايان شود.
ايشان ادامه دادند: نبايد كتاب با پيشفرض كلامي وارد شود. همچنين نبايد ورود ما جهت دار باشد بلكه بايد صرفاً تاريخ را بيان كنيم. در توصيف حضرت خديجه براي اينكه نقش ايشان را برجسته نشان دهند از «ملكه قريش» استفاده كرده اند. واژه «ملكه» در عرب در مورد سلاطين رايج بود. به بحث مباهله و شواهد امامت امام علي(ع) نيز خيلي كم پرداخته شده است و چنانچه قيام امام حسين(ع) خوب تبيين شود، ديگر نياز نيست خيلي درباره اينكه آيا امام ميدانست كشته ميشود يا نه، مانور دهيم.
خانم دكتر جاناحمدي به لزوم بحث بيشتر در باره امام حسن(ص) اشاره كرده وگفتند: در بعضي جاها ادعاي تاريخي شده كه درست نيست. از جمله نقلي از معاويه كه گفته است به امام علي(ع) نامه بنويسند تا شام و مصر را براي خلافت بر عهده او بگذارد. در صورتي كه معاويه ادعاي خلافت نكرد. دكتر جان احمدي از به كار نگرفتن برخي كلمات مثل غزوه و استفاده از جنگ به جاي آن انتقاد كرده و گفت غزوه بار ارزشي، آرماني و هدفمندي خود را دارد.
آقاي كاوه توجه نويسنده را به يك نظرسنجي كه توسط مركز انجام گرفته جلب كرد. در اين نظرسنجي دانشجويان به اساتيد نمره بالا اما به متن درسي نمره منفي و كم دادند. بايد در نوشتن متون درسي براي نظرات و ديدگاههاي دانشجويان اهميت قائل شد و به نوع مخاطب توجه نمود.
خانم دكتر فرهمندپور گفت: كتاب از محسنات زيادي برخوردار ميباشد اما هدف اين جلسه نقد و نقل اشكالات كتاب است.
ايشان انتظار داشتند در بحث مستشرقين دو بحث مطرح شود: 1. دستهاي پشت پرده شرقشناسي 2. سؤالات اساسي و شبهاتي كه آنان مطرح كردند.
خانم فرهمند پور در ادامه گفت: بايد به اين سؤالات جواب داده شود؛ از جمله جنگهاي پيامبر(ص) . اين مسئله بايد روشن شود كه شيوه و هدف جنگهاي پيامبر(ص) چه بوده است. در قبل از اسلام و زمان جاهليت، جنگها به چه هدف بوده و زمان پيامبر(ص) با چه اهدافي؟ زمان جاهليت با چه شيوهاي جنگ ميكردند و پيامبر(ص) با چه شيوهاي جنگيد. در كتاب، جرياني از عباسبنعبدالمطلب نقل ميشود كه پيامبر(ص) و حضرت علي(ع) و خديجه در ركنيماني رو به كعبه نماز خواندند در حالي كه اساساً آن زمان كعبه قبله مسلمين نبوده است. بايد در روايتها دقت بيشتر نمود.
آقاي نصيري در پايان نشست به ارائه توضيحاتي در باره نقدهاي وارد شده به كتاب پرداخته و گفت: هدف از طرح سؤالات در خصوص خلفا اين بود كه حرفها و نظرات را در قالب سؤال، طرح كنم. به نظر خودم اين كتاب در مقام تحليل و تعليل برآمده و تنها تاريخ نقلي نيست. ايشان درباره توصيفات خلفا و اينكه چرا صفات بد خلفا ذكر نشده گفت: اگر اهل سنت حديث ضعيفي را از بحارالانوار نقل كنند در جواب آنها خواهيم گفت اين از احاديث غير قابل قبول ما ميباشد. آنها نيز همين جواب را در مورد برخي نقلهايي كه در مورد خلفا در كتابهاي خودشان شده خواهند داد. علاوه بر اين، كتاب، درسي است و اقتضائاتي دارد كه از جمله آنها دامن نزدن به اختلافات است.
آقاي نصيري در پايان از اساتيدي كه به كتاب تاريخ تحليلي اسلام بذل توجه كرده و براي نقد و بررسي آن در نشست حاضر شده بودند و همچنين آقايان دكتر صفوي، دكتر عابديني، دكتر ابراهيمي، دكتر منتظرالقائم كه بررسيهاي خود را ارسال كرده بودند تشكر كرد.
|