| شماره 22 ـ ديماه هشتاد و سه |
|
چيستي انرژي هستهاي*
تعريف فناوري هستهاي
قبل از آغاز سخن، به تعريفي از فناوري هستهاي نيازمنديم كه عبارت است از توانايي تبديل اورانيوم طبيعي كه در طبيعت وجود دارد، از طريق شكافت اتمها به اورانيوم غني شده كه داراي انرژي بسيار زياد است كه در مقطع كنوني، حدود ده كشور دنيا اين دانش را در اختيار دارند.
چگونگي كشف انرژي هستهاي
حدود سه قرن قبل از ميلاد مسيح، دانشمندي يوناني به نام «دموكريت» با مطالعه بر روي اشياء پيرامونش، به اين نتيجه رسيد كه اشيا به رغم شكل ظاهري متفاوتي كه دارند، از ذرات بسيار ريز و غير قابل تجزيهاي تشكيل شدهاند. وي اسم اين ذرات را «اتم» نهاد كه در زبان يوناني به معني نشكن است.
دو هزار سال بعد از «دموكريت»، دانشمندي انگليسي به نام «جان دالتون» به اين نتيجه رسيد كه «اتم» هم قابل تجزيه و شكستن است. اين مسئله به صورت نظريه باقي ماند تا در سال 1927 ميلادي، دانشمند آمريكايي ـ آلماني الأصل ـ به نام «آلبرت انيشتين» فرمول E=mc2 را مطرح كرد و ثابت نمود كه «اگر اتم شكافته شود، انرژي عظيمي ايجاد ميشود».
كشف انرژي هستهاي، يكي از مهمترين و اثرگذارترين كشفيات بشر در طول تاريخ بود. اما نكتهاي كه تقريباَ از همان آغاز نگراني عميقي را در سطح جهان پديد آورد، قدرت تخريب فوقالعاده انرژي هستهاي بود كه خيلي زود توسط «ابن هايمر» شاگرد «انيشتين» به اجرا در آمد و آمريكاييها براي نخستين بار به طور كاملاً سرّي در صحراي «نوادا» انفجار هستهاي را آزمايش كردند.
چگونگي انفجار هستهاي1
بمبهاي اتمي، شامل نيروهاي قوي و ضعيفياند كه اين نيروها هسته يك «اتم» ـ به ويژه اتمهايي كه هستههاي ناپايداري دارند ـ را در جاي خود نگه ميدارند.
اساساً دو شيوه بنيادي براي آزادسازي انرژي يك «اتم» وجود دارد:
1. شكافت هستهاي: ميتوان هسته يك «اتم» را با يك «نوترون» به دو جزء كوچكتر تقسيم كرد. اين همان شيوهاي است كه در مورد ايزوتوپهاي اورانيوم (يعني اورانيوم 235 و 233) به كار ميرود.
2. همجوشي هستهاي: ميتوان با استفاده از دو اتم كوچكتر كه معمولاً هيدروژن يا ايزوتوپهاي هيدروژن (مانند دوتريوم و تريتيوم) هستند، يك اتم بزرگ مثل هليوم يا ايزوتوپهاي آن را تشكيل داد. اين همان شيوهاي است كه در خورشيد براي توليد انرژي به كار ميرود.
فرايند هر دو شيوه، دست يافتن به ميزان عظيمي از انرژي گرمايي و تشعشع است.
كاربردهاي انرژي هستهاي
انرژي هستهاي داراي كاربردهاي فراوان است. در يك تقسيم بندي كلي، ميتوان كاربردهاي انرژي هستهاي را در دو بخش نظامي و غيرنظامي يا صلحجويانه قرار داد. با اين ملاحظه كه پيشرفت در فناوري هستهاي، پيشرفت در رشتههاي علمي مرتبط با اين فناوري را به دنبال دارد. جمهوري اسلامي ايران در طول ساليان اخير همواره تأكيد بر استفاده صلحآميز از انرژي هستهاي داشته و مسئولان عالي نظام بارها اعلام كردهاند كه سلاحهاي هستهاي و بمب اتم در دكترين دفاعي كشور جايي ندارد. انرژي هستهاي در موارد زير كاربرد صلحجويانه دارد.
الف ـ كاربردهاي صلحآميز
1. كابرد انرژي هستهاي در توليد برق
استفاده از علوم و فنون هستهاي در توليد برق از طريق نيروگاه اتمي، از درجه اهميت بالايي برخوردار است. جمهوري اسلامي ايران نيز با توجه به پايان پذير بودن منابع فسيلي و روند رو به رشد توسعه اجتماعي و اقتصادي كشور، استفاده از انرژي هستهاي براي توليد برق را امري ضروري و لازم ميداند و ساخت چند نيروگاه اتمي را از جمله سياستهاي اصلي خود قرار داده است.
دغدغه اصلي جهانِ عادت كرده به مصرف انرژي، در دو دهه آينده، توليد انرژي است و ساخت نيروگاه برق، تنها راه خروج از بحران انرژي در دهههاي آينده است. نيروگاه اتمي، اقتصاديترين نيروگاهي است كه امروز در دنيا احداث ميشود.
با يك نگاه به روند رو به رشد كشورمان، ايران در بيست سال آينده به هفت هزار مگاوات برق در سال نياز دارد كه نيروگاه اتمي بوشهر، هزار مگاوات برق را در صورت راهاندازي تأمين ميكند و احداث نيروگاههاي ديگر براي رفع اين نياز ضروري است. گفتني است، براي توليد اين ميزان برق، حدود صد و نود ميليون بشكه نفت خام مصرف ميشود كه در صورت تأمين از طريق انرژي هستهاي، سالانه پنج ميليارد دلار صرفهجويي خواهد شد. علاوه بر صرفه اقتصادي، دلايل زير استفاده از انرژي هستهاي را ضروري مينمايد:
الف- منابع فسيلي محدود بوده و متعلق به نسلهاي آينده است.
ب- استفاده از نفت خام در صنايع تبديلي پتروشيمي، ارزش بيشتري دارد.
ج- توليد برق از طريق نيروگاههاي اتمي، آلودگي نيروگاههاي كنوني را ندارد. توليد هفت هزار مگاوات با مصرف صد و نود ميليون بشكه نفت خام، صد و پنجاه و هفت هزار تن دياكسيدكربن، صد و پنجاه تن ذرات معلق در هوا، صد و سي تن گوگرد و پنجاه تن اكسيد نيتروژن را در محيط زيست پراكنده ميكند. در حالي كه نيروگاه اتمي، چنين آلودگي را ندارد.
دلايل ديگري هم براي استفاده از نيروگاههاي اتمي براي توليد برق وجود دارد كه از مهمترين آنها ميتوان به پاكيزه بودن اين روش، توليد فاقد گاز گلخانهاي و ديگر آلايندههاي زيست محيطي اشاره كرد. اهميت اين موضوع زماني دو چندان ميشود كه بدانيم سوختهاي فسيلي، همچون زغال سنگ، مقدار قابل توجهي از انواع آلايندهها همانند تركيبات كربن و گوگرد را وارد محيط زيست ميسازند كه براي سلامت انسان زيانبار است.
به همين دلايل است كه كشورهاي پيشرفته صنعتي، تأسيس نيروگاه برق اتمي را در اولويت برنامههاي خود قرار دادهاند. امروزه، نيروگاههاي برق هستهاي، حدود هفده درصد از كل الكتريسيته جهان را توليد ميكنند؛ اما برخي از كشورها بيشتر از اين مقدار به نيروي برق توليد شده در نيروگاههاي هستهاي متكي هستند. براي مثال، فرانسه حدود هفتاد و پنج درصد از كل الكتريسيته مورد نياز خود را از طريق نيروگاه برق هستهاي تأمين ميكند.
در حال حاضر، چهارصد نيروگاه برق هستهاي در دنيا فعال است كه بيش از يكصد مورد آن به آمريكا تعلق دارد. جالب اينكه شركتهاي خصوصي اين كشور كه در چند سال گذشته از نيروگاههاي هستهاي، برق توليد ميكردند، بيش از هشتاد ميليارد دلار سود كردهاند.
استفاده از انرژي هستهاي، مقدمهاي براي استفاده از ديگر منابع توليد انرژي در دست مطالعه، مانند «جوش هستهاي» است.
2. كاربرد انرژي اتمي در پزشكي و امور بهداشتي
دانش هستهاي با دانش پزشكي پيوستگي ناگسستني دارد، به گونهاي كه علم پزشكي بدون دانش هستهاي، تعريف نشده است. در كشورهاي پيشرفته صنعتي از اين فناوري در علوم پزشكي استفاده ميگردد.
در حال حاضر، علاوه بر استفاده از انرژي اتمي در اشعه ايكس و كاربرد آن در دستگاههاي راديوگرافي و عكسبرداري در كشورمان، درمان بيماريهاي سرطاني با راديوداروها انجام ميشود.
به طور كلي، در پزشكي هستهاي از مواد راديوايزوتوپ براي شناسايي و تشخيص و درمان بيماريها در سطح سلولي و مولكولي استفاده ميشود.
پزشكي هستهاي با شناسايي يُد 131 در غده تيروئيد، متولد شد و به تدريج مواد راديوايزوتوپ جديدي به اين شاخه مهم دانش پزشكي راه يافت. راديوايزوتوپ به تنهايي و در تركيب با مولكولهاي آلي و معدني ديگر وارد سلولهاي بدن ميشود كه ميتوان آن را رديابي كرد. در پزشكي هستهاي از زبالههاي هستهاي راكتورهاي هستهاي، مواد راديواكتيوي استخراج ميشود كه در تشخيص و درمان بيماريهاي مختلف به كار ميرود.
سرطانشناسي و درمان سرطان، فقط يكي از كاربردهاي انرژي هستهاي در پزشكي هستهاي است. تشخيص سريع مراكز عفوني در بدن، تصويرگري بيماريهاي قلبي، تشخيص عفونتها و التهاب مفصلي، آمبولي و لختههاي وريدي، كاربردهاي فراواني در صنايع خوني، تشخيص كمخوني يا سندرم، اختلال در جذب ويتامين B12 و جداسازي فلزات سنگين از گياهان دريايي، از جمله مواردي است كه ميتوان به آن اشاره كرد.
به طور خلاصه، موارد زير از مصاديق تكنيكهاي هستهاي در علم پزشكي است:
الف- تهيه و توليد كيتهاي راديودارويي، جهت مراكز پزشكي هستهاي.
ب- تهيه و توليد راديودارو، جهت تشخيص بيماري تيروئيد و درمان آنها.
ج- تهيه و توليد كيتهاي هرموني.
د- تشخيص و درمان سرطان پروستات.
ه- تشخيص سرطانهاي كولون، روده كوچك و برخي سرطانهاي سينه.
و- تشخيص محل تومورهاي سرطاني و بررسي تومورهاي مغزي، سينه و ناراحتيهاي وريدي.
ح- موارد ديگري چون تشخيص كمخوني، كنترل راديوداروهاي خوراكي و تزريقي و ... .
3. كاربرد انرژي اتمي در بخش دامپزشكي و دامپروري
تكنيكهاي هستهاي در حوزه دامپزشكي موارد مصرفي چون تشخيص و درمان بيماريهاي دامي، توليد مثل دام، تغذيه دام، اصلاح نژاد، بهداشت و ايمنسازي محصولات دامي و خوراك دام دارد.
4. كاربرد انرژي هستهاي در دسترسي به منابع آب
تكنيكهاي هستهاي براي شناسايي حوزههاي آب زيرزميني، هدايت آبهاي سطحي و زيرزميني، كشف و كنترل نشست و ايمني سدها مورد استفاده قرار ميگيرد. براي شيرين كردن آبهاي شور نيز انرژي هستهاي كاربرد دارد.
5. كاربرد انرژي هستهاي در بخش صنايع غذايي و كشاورزي
از انرژي هستهاي در حوزه كشاورزي و صنايع غذايي استفادههاي بسيار فراواني صورت ميگيرد. موارد عمده استفاده در اين بخش، عبارت است از:
الف- جلوگيري از جوانه زدن محصولات غذايي.
ب- كنترل و از بين بردن حشرات.
ج- به تأخير انداختن زمان رسيدن محصولات.
د- افزايش زمان نگهداري محصولات كشاورزي.
ه- كاهش ميزان آلودگي ميكروبي.
و- از بين بردن ويروسهاي گياهي و غذايي.
ز- طرح باردهي و جهش گياهاني چون گندم، برنج و پنبه.
6. كاربرد انرژي هستهاي در بخش صنعت
براي توليد چشمههاي پرتوزايي جهت مصارف صنعتي، توليد چشمههاي ايريديم براي كاربردهاي صنعتي و بررسي جوشكاري در لولههاي نفت و گاز، از انرژي هستهاي استفاده ميگردد. از انرژي هستهاي در بخش صنعت، همچنين براي ساخت انواع سيستمهاي هستهاي جهت كاربردهاي صنعتي مانند سيستمهاي سطح سنجي، ضخامت سنجي، دانسيتهسنجي و اندازهگيري خاكستر زغالسنگ و بررسي كورههاي مذاب شيشهسازي و نشتيابي در لولههاي انتقال استفاده ميشود.
7. كاربرد تكنيك هستهاي در شناسايي مينهاي ضد نفر
تكنيكهاي هستهاي براي كشف مينهاي ضد نفر نيز كاربرد دارد.
هر روز بر دامنه استفاده از انرژي هستهاي افزوده ميگردد. كاربرد انرژي در بخشهاي مختلف به گونهاي است كه اگر كشوري فناوري هستهاي را بومي و نهادينه نمايد، در بسياري از حوزههاي علمي و صنعتي ارتقاء جايگاه پيدا ميكند و مسير توسعه را با سرعت طي ميكند.
ب ـ كاربرد نظامي (توليد بمب اتمي)
متأسفانه، در حال حاضر، رايجترين نوع استفاده از فناوري هستهاي، توليد بمبهاي اتمي توسط كشورهاي استكباري به ويژه آمريكا و اسرائيل است.
براي آشنايي بيشتر با اين فرايند، لازم است بدانيد كه توليد يك بمب اتمي به اين مراحل نيازمند است:
1. يك منبع سوخت كه قابليت شكاف يا همجوشي را داشته باشد؛
2. دستگاهي كه همچون ماشه، آغازگر حوادث باشد؛
3. راهي كه به كمك آن، بتوان بيشتر سوخت را پيش از آن كه انفجار رخ دهد، دچار شكاف يا همجوشي كرد.
در اولين بمبهاي اتمي، از روش شكافت استفاده ميشد. اما امروزه، بمبهاي همجوشي از فرايند همجوشي به عنوان ماشه آغازگر استفاده ميكنند.
يك بمب شكافتي، از مادهاي مانند اورانيوم 235 براي خلق يك انفجار هستهاي استفاده ميكند. اين اورانيوم، ويژگي منحصر به فردي دارد كه آن را براي توليد انرژي هستهاي و نيز بمب هستهاي مناسب ميكند. اورانيوم 235 يكي از مواد نادري است كه ميتواند زير شكافت القايي قرار گيرد.
اگر يك «نوترون» آزاد به هسته اورانيوم 235 برود، هسته، بيدرنگ نوترون را جذب كرده، بيثبات و در يك چشم به همزدن شكسته ميشود. اين عمليات باعث پديد آمدن دو اتم سبكتر و آزادسازي دو يا سه عدد نوترون ميشود كه تعداد نوترونها بستگي به چگونگي شكسته شدن هسته اتم اوليه اورانيوم235 دارد.
دو اتم جديد، به محض اينكه در وضعيت جديد تثبيت شدند، از خود پرتو «گاما» ساطع ميكنند. درباره اين نحوه شكافت القايي، سه نكته وجود دارد:
1. احتمال اينكه اتم اورانيوم 235، نوتروني را كه به سمتش است، جذب كند، بسيار بالا است. در بمبي كه به خوبي كار ميكند، بيش از يك نوترون از هر فرايند، فيزيون به دست ميآيد كه اين نوترونها خود سبب وقوع فرايندهاي شكافت بعدياند. اين وضعيت اصطلاحاً «وراي آستانه بحران» ناميده ميشود.
2. فرايند جذب نوترون و شكسته شدن متعاقب آن، بسيار سريع و در حد پيكو ثانيه - 12-10 ثانيه - رخ ميدهد.
3. حجم عظيم و خارقالعادهاي از انرژي به صورت گرما و پرتو «گاما» به هنگام شكسته شدن هسته، آزاد ميشود. انرژي آزاد شده، از يك فرايند شكافت، به اين علت است كه محصولات شكافت و نوترونها وزن كمتري از اتم اورانيوم 235 دارند. اين تفاوت وزن، نمايانگر تبديل ماده به انرژي است كه به واسطه فرمول معروف E=mc2 محاسبه ميشود.
حدود نيم كيلوگرم اورانيوم غني شده به كار رفته در يك بمب هستهاي، برابر با چندين ميليون گالن بنزين است. نيم كيلوگرم اورانيوم غني شده، اندازهاي معادل يك توپ تنيس دارد. در حالي كه يك ميليون گالن بنزين در مكعبي كه هر ضلع آن 17 متر (ارتفاع يك ساختمان پنج طبقه) است، جاي ميگيرد.
حال بهتر ميتوان انرژي آزاد شده از مقدار كمي اورانيوم 235 را متصور شد. براي اينكه ويژگيهاي اورانيوم 235 به كار آيد، بايد اورانيوم را غني كرد. اورانيوم به كار رفته در سلاحهاي هستهاي، حداقل بايد شامل نود درصد اورانيوم 235 باشد.
در يك بمب شكافتي، سوخت به كار رفته را بايد در تودههايي كه وضعيت «زير آستانه بحران» قرار دارند، نگه داشت. اين كار براي جلوگيري از انفجار نارس و زودهنگام، ضروري است. تعريف تودهاي كه در وضعيت «آستانه بحران» قرار دارد، چنين است: حداقل توده از يك ماده با قابليت شكافت، كه براي رسيدن به واكنش شكافت هستهاي لازم است.
در «پسر بچه»2 تكنيك «چكاندن ماشه» به كار رفته بود. بازده اين بمب معادل14500 تن TNT ، و كارايي آن 5/1 درصد بود؛ يعني پيش از انفجار، تنها 5/1 درصد از ماده مورد نظر شكافت پيدا كرد.
در همان ابتداي اجراي «پروژه منهتن» - برنامه سرّي آمريكا در توليد بمب اتمي - دانشمندان فهميدند كه فشردن تودهها به همديگر به يك كره با استفاده از انفجار دروني، ميتواند راه مناسبي براي رسيدن به توده «وراي آستانه بحران» باشد.
اين تفكر، مشكلات زيادي را به همراه داشت؛ به خصوص اين مسئله مطرح شد كه چگونه ميتوان يك موج شوك را به طور يكنواخت، مستقيماً طي كره مورد نظر، هدايت و كنترل كرد؟
افراد تيم پروژه «منهتن» اين مشكلات را حل كردند. بدين صورت، تكنيك «انفجار از درون» خلق شد. دستگاه انفجار دروني، شامل يك كره از جنس اورانيوم 235 و يك بخش به عنوان هسته است كه از پولوتونيوم 239 تشكيل شده و با مواد منفجره احاطه شده است.
وقتي چاشني بمب به كار بيفتد، حوادث زير رخ ميدهد:
1. انفجار مواد منفجره، موج شوك ايجاد ميكند؛
2. موج شوك، بخش هسته را فشرده ميكند؛
3. فرايند شكافت شروع ميشود؛
4. بمب منفجر ميشود.
در بمب «مرد گنده»3 تكنيك «انفجار از درون» به كار رفته بود. بازده اين بمب، 23000 تن و كارايي آن 17 درصد بود. شكافت معمولاً در 560 ميليارديم ثانيه رخ ميدهد.
بمبهاي همجوشي كار ميكردند ولي كارآيي بالايي نداشتند بمبهاي همجوشي كه بمبهاي «ترمونوكلئار» هم ناميده ميشوند، بازده و كارآيي به مراتب بالاتري دارند.
در يك بمب همجوشي، حوادث زير رخ ميدهد:
1. بمب شكافتي با انفجار دروني، اشعه x ايجاد ميكند؛
2. اشعه x، درون بمب و در نتيجه سپر جلوگيري كننده از انفجار نارس را گرم ميكند؛
3. گرما باعث منبسط شدن سپر و سوختن آن ميشود. اين كار باعث ورود فشار به درون ليتيوم - دوتريوم ميشود؛
4. ليتيوم - دوتريوم، سي برابر بيشتر از قبل، تحت فشار قرار ميگيرند؛
5. امواج شوك فشاري، واكنش شكافتي را در ميله پولوتونيومي آغاز ميكند؛
6. ميله در حال شكافت، از خود پرتو، گرما و نوترون ميدهد؛
7. نوترونها به سوي ليتيوم - دوتريوم رفته و با چسبيدن به ليتيوم، تريتيوم ايجاد ميكند؛
8. تركيبي از دما و فشار براي وقوع واكنش همجوشي تريتيوم - دوتريوم و دوتريوم - دوتريوم و ايجاد پرتو، گرما و نوترون بيشتر، بسيار مناسب است؛
9. نوترونهاي آزاد شده از واكنشهاي همجوشي، باعث القاي شكافت در قطعات اورانيوم 238 كه در سپر مورد نظر به كار رفته بود، ميشود؛
10. شكافت قطعات اورانيومي، گرما و پرتو بيشتر ايجاد ميكند؛
11. بمب منفجر ميشود.
ميدانيم، بمبي كه در هيروشيما و ناكازاكي منفجر شد، جان بسياري را در دم گرفت و تعداد زيادي را به دليل پيامدهاي ناشي از آن در سالهاي بعد بيجان كرد، اما بايد دانست: اين دو بمب در مقابل بمبهايي كه در حال توليد است، تلنگري بيش نيست؛ چرا كه بمبهاي امروزي، هزاران برابرِ بمب هيروشيما و ناكازاكي قدرت تخريب دارند!
انفجار يك بمب هستهاي، خسارتهاي مختلفي به بار ميآورد كه از جمله آنها توليد يك موج گرماي بسيار شديد، توليد موج انفجار، ايجاد انواع مختلف تابشهاي خطرناك و توليد ابري از ذرات و غبارهاي راديواكتيو و قطعات بمب كه به مرور مجدداً فرو ميريزند، است.
ضرورت دستيابي ايران به فناوري صلحآميز هستهاي
دستيابي به فناوري هستهاي و توان استفاده از اتم در زمينههاي مختلف، يكي از شاخههاي علمي و فني است كه اگر بدون اتكا به بيگانگان صورت گرفته باشد، معيار مناسبي براي تعيين و تشخيص توان و قدرت علمي و فني يك كشور محسوب ميشود.
كوتاه سخن اينكه اگر كشوري به انرژي هستهاي دست نيابد، پس از چند دهه كه انرژيهاي ديگر دورانِ خود را سپري كنند، نخواهد توانست در بازار فناوري هستهاي و استفاده از انرژي «جوش هستهاي» وارد شود و در آن صورت، در آينده با بحران انرژي روبرو خواهد شد؛ چرا كه دانش بشري هم اكنون به جز روشهاي هستهاي، به هيچ طريق ديگر نميتواند پاسخگوي بحران انرژي جهان باشد.
از اين رو، كشور ما كه در جهت استفاده صلحآميز به پيشرفتهاي قابل ملاحظهاي در مباحث هستهاي نائل شده است، بايد همچنان اين مسير را پر قدرت ادامه دهد. سران استكبار و غرب استعمارگر، در صدد بر آمدند تا به بهانههاي واهي، روند پرشتاب رشد علمي و فني ملت ايران و جوانان پرتلاش آن را سد كنند كه با درايت مسئولان و در پرتو راهنماييهاي مقام معظم رهبري، به نظر ميرسد توانستهايم با مديريتي صحيح، بدون آن كه خود را از دستيابي به انرژي هستهاي و افزايش توانمندسازي علمي در اين خصوص محروم سازيم، اين عقبه را نيز بگذرانيم.
ناگفته نماند كه اوج گرفتن توطئه استكبار در بطن خود، پيام و بشارتي نيز دارد و آن، واقعي بودن پيشرفت ايران در زمينه دانش هستهاي است و همين امر، جهان استكبار و غرب را به وحشت انداخته است. فرهنگ اعتماد به نفس و توانستن، همان چيزي است كه حضرت امام خميني(ره) به عنوان يك فرهنگ، آن را در شريانهاي حياتي جامعه تزريق كرد و جانشين خلفش، مقام معظم رهبري با تأكيدات خود، آن را حفظ كرده است.
پينوشت
*. برگرفته از كتاب ايران اتمي، سيد عبدالمجيد اشكوري، ص36ـ17 با اندكي تلخيص
1. انفجار هستهاي، اصطلاحي علمي است و منظور فقط انفجار به معناي رايج آن نيست. بدين معنا براي استفاده از انرژي هستهاي در نيروگاههاي برق نيز ناچار از انفجار هستهاي هستيم.
2. نام بمبي است كه آمريكاييها در جنگ جهاني دوم بر شهر هيروشيما انداختند.
3. نام بمبي كه در سالهاي پاياني جنگ جهاني دوم، توسط آمريكاييها بر شهر ناكازاكي انداخته شد.
|
|