شماره 22 ـ دي‏ماه هشتاد و سه
جلوه‌هاي استادي در سلوك علامه طباطبايي*
به كوشش حسين خسروي

مذاكرات علامه طباطبايي با هانري كربن1
ملاقات علامه طباطبايي با هانري كربن علي‌رغم مشقّات و سختي‏هاي بسيار براي ايشان كه مجبور بودند براي اين منظور از قم به تهران مسافرت كنند، آن هم با اتوبوس‌‌هاي معمولي؛ همه براي شناساندن واقعيت شيعه و معرفي چهره واقعي ولايت، صورت مي‌گرفت.
و اين عمل حقيقتاً خدمتي بزرگ بود. هانري كربن علاوه بر آنكه مطالب را كاملاً ضبط و ثبت مي‌نمود و در اروپا انتشار مي‌داد و حقيقت تشيّع را معرفي مي‌كرد، خودش در سخنراني‌ها و كنفرانس‌ها جداً دفاع و پشتيباني مي‌نمود؛ و در پاريس كاملاً در صدد معرفي تشيّع بود.
كربن خود به تشيّع بسيار نزديك بود؛ و در اثر برخورد و مصاحبت با علاّمه و آشنايي به اين حقايق بالأخص اصالت اعتقاد به حضرت مهدي(ع) دگرگوني شديدي در او پيدا شده بود.
علامه به مناسبتي فرمودند:
مسيو هانري كربن استاد شيعه‌شناس دانشگاه سوربُن؛ قريب يكي دو ماه است كه فوت كرده است؛ ايشان مجالس عديده‌اي راجع به تحقيق مذهب شيعه با ما داشت.
مرد سليم‌النفس و منصفي بود. او معتقد بود كه در ميان تمام مذاهب عالم، فقط مذهب شيعه است كه مذهبي پويا و متحرك و زنده است، و بقيه مذاهب بدون استثنا عمر خود را سپري كرده‌اند، و حالت ترقي و تكامل را ندارند.
كليميان قائل به امام و ولي زنده‌اي نيستند (و همچنين مسيحيان و زرتشتيان) و اتكاء به مبدأ حياتي ندارند و به واسطه عمل به تورات و انجيل و زند و اوستا، اكتفا نموده و تكامل خود را فقط در اين محدوده جستجو مي‌كنند.
و همچنين تمام فِرَق اهل تسنّن كه فقط تكامل خود را در سايه قرآن و سنّت نبوي مي‌دانند.
اما شيعه، دين حركت و زندگي است. چون معتقد است كه حتماً بايد امام و رهبر امت زنده باشد، و تكامل انسان فقط با وصول به مقام مقدس او حاصل مي‌شود؛ و لذا براي اين منظور از هيچ حركت، پويايي و عشق دريغ نمي‌كند.
علاّمه مي‌فرمودند: روزي به كربن گفتم: در دين مقدس اسلام تمام زمين‌ها و مكان‏ها بدون استثنا محل عبادت است. اگر فردي بخواهد نماز يا قرآن بخواند يا سجده كند يا دعا كند، در هر جا كه هست مي‌تواند اين اعمال را انجام دهد؛ و رسول‌الله فرموده است: جعلت لي الارض مسجداً و طهوراً. ولي در دين مسيح چنين نيست؛ عبادت فقط بايد در كليسا انجام گيرد و در موقع معين؛ عبادت در غير كليسا باطل است. بنابراين، اگر فردي از مسيحيان در وقتي از اوقات حالي پيدا كرد، مثلاً در نيمه شب در خوابگاه منزل خود خواست خدا را بخواند چه كند؟ او بايد صبر كند تا روز يكشنبه، چون كليسا را باز كنند، بيايد و براي دعا در آنجا حضور بهم رساند؟! اين به معني قطع رابطه بنده است با خدا.
كربن در پاسخ گفت: بلي، اين اشكال در مذهب مسيح هست؛ والحمدلله دين اسلام در تمام ازمنه و امكنه و حالات، رابطه مخلوق را با خالق خود محفوظ داشته است.
علامه در ادامه فرمودند: اگر در دين مقدس اسلام انسان حاجتمند، حالي پيدا كند، طبق همان حال و حاجت، خدا را مي‌خواند؛ چون خدا اسماء حسنائي دارد چون غفور و رحيم و رازق و منتقم و غيرها، و انسان طبق خواست و حاجت خود، هر يك از اسماء را مناسب ببيند؛ خدا را بدان اسم و صفت ياد مي‌كند. مثلاً اگر بخواهد خدا او را بيامرزد و از گناهش در گذرد، بايد از اسم غفور و غفّار و غافر الذّنب استفاده كند.
اما در دين مسيح، خدا اسماء حسني ندارد؛ فقط لفظ خدا و إله و أب براي اوست، بنابراين اگر شما مثلاً حالي پيدا كرديد! و خواستيد خدا را بخوانيد و مناجات كنيد، و او را با اسماء و صفاتش ياد كنيد! و با اسم خاصي از او حاجت خود را بطلبيد! چه خواهيد كرد؟
آقاي كربن در پاسخ گفت: من در مناجات‏هاي خود، «صحيفه مهدويه» را مي‌خوانم.
علامه مي‌فرمودند: كربن كراراً «صحيفه سجاديه» را مي‌خواند و گريه مي‌كرد.
گفتگوهاي علامه طباطبايي با كربن به چهار زبان فارسي، عربي، فرانسه و انگليسي منتشر گرديده كه اولين دوره آن به زبان فارسي با عنوان «مكتب تشيّع» به طور مكرّر تجديد چاپ شده است.

پي‏نوشت‏

*. به نقل از: مهر تابان، حسيني‌تهراني، ص74، با اندكي تلخيص. 1. هانري كربن، فيلسوف و مستشرق نامي فرانسوي است كه براي فحص و تحقيق در مورد مذهب تشيع، عرفان و فلسفه اسلامي، سفر‌هاي فراواني به ايران داشته است. او از سال 1378 ه‍.ق با علامه طباطبايي آشنا شد و مذاكراتي را در باب انديشه شيعي و فلسفه و عرفان اسلامي با ايشان آغاز كرد. از آن پس كُربن همه ساله مدتي را به ايران سفر مي‌كرد و در تهران مذاكرات خود را با علامه طباطبايي ادامه مي‌داد. اين مذاكرات بيش از بيست سال به طول انجاميد. هانري كُربن نقش مؤثري در انتقال فلسفه صدرايي و انديشه شيعي به جوامع اروپايي ايفا كرد.