شماره 21 ـ آذر هشتاد و سه
شما مي‌توانيد ...
اميد، اعتماد به نفس، نشاط، جرأت، از خود جوشيدن، از خود روئيدن و باليدن و اعتقاد به توانمندي و خودباوري، کلمات پر محتوا و نويد بخشي است که رهبر معظم انقلاب در مناسبت‌هاي گوناگون و در ديدار با اقشار مختلف از نخبگان علمي يا دانشجويان، مسئولين و مردم، بسيار بر آن تأکيد دارند.
رهبر فرزانه، خطاب به جوانان، معلمان و استادان دانشگاه‌ها و دانشجويان در همدان فرمودند: «شما مي‌توانيد» جمله‌اي کوتاه و پر محتوا، «توانستن» مترادف با رسيدن به استقلال در تمامي زمينه‌ها، توانايي پيشرفت در سطوح و ابعاد مختلف است.
اما براي رسيدن به توانايي پيش شرط‌هايي لازم است. که براي تبيين اين پيش‌شرط‌ها و روشن شدن موضوع، نگاهي به محورهاي سخنان مقام معظم رهبري در جمع مذکور خواهيم داشت.

جوانان طلايه‌داران فردا:
تأكيد بر گفت‌وگو، نشست و صحبت كردن با جوانان به عنوان يك عرف، فرهنگ و كار معمول؛ جوانان همواره طلايه‌داران و علمداران فرداي هر جامعه‌اي هستند و تأكيد رهبري بر جوانان و گفت‌وگو با آنها خود اهميت اين موضوع را مي‌رساند.
از طرفي با توجه به اين كه جامعه ما جامعه جواني است، يعني اكثريت جمعيت آن را همين قشر تشكيل مي‌دهند، حساسيت و اهميت اين موضوع براي جامعه ما دوچندان مي‌شود.
در اينجا، لوازم گفت‌وگو و نشست و تبديل اين عمل به يك عرف همگاني نياز به شناختن مشكلات جوانان در زمينه‌هاي مختلف، مثل اشتغال، ازدواج و … دارد و اين امر نيز در سخنان رهبري با تأكيد آمده است.
رهبر معظم انقلاب از جوانان و دانشجويان به عنوان نقطه مثبت اجتماع ياد كرده و مي‌فرمايند: «نقطه مثبت، خود شما هستيد، همين كه جوان ما با اين مايه از فهميدگي و اين نشانه‌هاي فرهيختگي اينجا مي‌آيد و با ما حرف مي‌زند، بزرگ‌ترين نقطه مثبت است.»
چنين ارزيابي نشان دهنده آن احترام و اهميتي است كه رهبر معظم انقلاب براي درك و شعور و استعداد جوانان قائل است. پس اهميت به جوانان، شناخت و رفع مشكلات آنان و استفاده از قدرت و توانايي‌هاي اين قشر خود از پيش‌شرط‌هاي توانستن است كه رهبري بر آن تأكيد داشتند.

خروج از غفلت‌زدگي:
تأكيد بر خروج از غفلت‌زدگي و خواب‌آلودگي؛ ايشان بيرون آمدن از خواب غفلت را مشخصه بزرگي از انقلاب اسلامي در ايران دانستند و فرمودند: «بزرگ‌ترين كاري كه نهضت اسلامي در ايران انجام داد، تلنگر زدن به ما ايراني‌ها بود تا از خواب غفلت و بي‌تفاوتي و بي‌اعتنايي به آينده خارج شويم.»
طبيعي است انسان تا زماني كه نسبت به آينده و جامعه خويش بي‌تفاوت باشد، نه تنها پيشرفتي در آن راستا ندارد، بلكه عقب‌افتادگي و واپس‌ماندگي را نيز براي خود و جامعه‌اش به ارمغان مي‌آورد.

برنامه‌ريزي، همت و حرکت:
برنامه‌ريزي و تلاش جوانان به عنوان مؤثرترين قشر در جامعه، اين مورد هم از محورهاي بحث بود كه ايشان فرمودند: «اگر برنامه‌ريزي نكنيم، كار بي‌برنامه به سامان نخواهد رسيد»، جالب آن كه اگر چه برنامه‌ريزي لازمه پيشرفت، اعتنا و توجه به امور جامعه است، خود نيز پيش‌شرطي دارد كه همان همت و حركت است كه رهبري بر آن تأكيد داشتند.
«اگر همت نكنيم، حركت نكنيم، ذهن و عضلات و جسم خود را به تعب نيندازيم و به راه نيفتيم، به مقصد نخواهيم رسيد.»
بنابراين، راه‌هاي رسيدن به مقصد در سخنان رهبري، توجه و اعتنا به آينده خود و جامعه، ‌برنامه‌ريزي، همت و حركت است.
دوران جواني، دوران نشاط و حركت است و اين مقدمات به صورت‌هاي مختلف در ضمير هر جوان وجود دارد تا مسير آينده خود را تعيين كند.
نكته ديگري كه رهبري در جمع جوانان به آن اشاره كردند، مسئله تبليغات جهاني است؛ استكبار قصد دارد نظام‌هايي را كه همطراز با سياست‌هاي آنان حركت نمي‌كنند و نيز اسير امر و نهي‌هاي آنان نمي‌شوند، از اين طريق مرعوب خود بسازد. ايشان فرمودند: «الان تبليغات جهاني دارد سربشريت كلاه مي‌گذارد.» دم زدن از حقوق بشر و دموكراسي و تبديل اين شعار به عنوان محوري‌ترين برنامه‌ها در مقابله با نظام‌هاي استقلال‌طلب، مانند آنچه در ربع‌قرن اخير در برخورد با كشور ما انجام شده است، مهم‌ترين ترفندي است كه استكبار براي به زير يوغ كشيدن ملت‌ها در دست دارد.

تهاجم فرهنگي، نا اميدي براي جوانان:
در اين راستا، تهاجم به جوانان در جنبه‌هاي فرهنگي، سياسي و … شگرد خاص اين تبليغات جهاني است.
نكته ديگري كه مقام معظم رهبري بر آن تأكيد داشتند مسئله تهاجم فرهنگي است كه تأثيرگذارترين شيوه استكبار براي مهار جوانان در نظام‌هاي استقلال طلب است.
تهاجم فرهنگي در نگاه رهبري، كوبيدن بر طبل نااميدي براي جوانان است كه «تو نمي‌تواني» و اين كه تو بايد دنباله‌رو غرب باشي و در مجموع از آنچه ما استكبار مي‌گوييم و راهي كه مي‌رويم بايد تقليد كني.
ايشان فرمودند: «منظور من از تهاجم فرهنگي اين نيست كه يك پسر ايراني موهايش را تا اينجا بلند بكند، البته بي‌بند و باري و فساد هم يكي از شاخه‌هاي تهاجم فرهنگي است، اما تهاجم فرهنگي بزرگ‌تر از اين است كه اينها در طول سال‌هاي متمادي به مغز ايراني و باور ايراني تزريق كرده‌اند كه تو نمي‌تواني…»
بنابراين، از پيش‌شرط‌هاي رسيدن به توانايي، كه رهبري فرموده‌اند، اين است كه نبايد مرعوب نقشه‌هاي غرب و اروپا براي تسخير ذهن و فكر جوانان ايراني شد.
حساسيتي كه جوان ايراني در برخورد با ديگران در اين برنامه دارد از نگاه رهبري به دليل قرار داشتن كشورمان در مركزيت دنياي اسلام و امكانات طبيعي و منابع غني و استعدادهاي درخشاني است كه در آن وجود دارد؛ كاملاً طبيعي است هرچه حساسيت بر روي چيزي بيشتر باشد،‌حرص و طمع براي تصرف و شناخت آن نيز بيشتر مي‌شود. جوان ايراني در اين عرصه هدف تهاجم قرار گرفته است، چرا كه هم امكانات طبيعي دارد، هم استعداد درخشان و نيز پيرو ديني است كه در نزد خداوند متعال اكمل اديان است.
تلاش براي پيشرفت در جهت استفاده مطلوب و بهينه از امكانات طبيعي و به كار گرفتن استعدادهاي جوانان ايراني به سمت و سوي مسير معنوي‌، كه كمال نهايي را براي انسان به ارمغان مي‌آورد، زمينه‌هاي رسيدن به آن توانايي است كه رهبر معظم انقلاب متذكر شدند.

سپردن کار به جوان، خودباوري آنها:
از جمله محورهاي ديگري كه مقام معظم رهبري در سخنان خود به آن اشاره كردند، سپردن كارها به دست جوانان براي خودباوري آنهاست؛ اين نكته به اهميت و توجه به قشر جوان برمي‌گردد كه سرآغاز سخن بود.
مبحث استقلال طلبي از طريق ترسيم آرمان‌ها توسط جوان ايراني نيز از جمله نكات قابل توجه در اين ديدار بوده است.

توجه به تبارنامه علمي و فرهنگي خود:
شايد مهم‌ترين بحثي كه رهبري بر آن تأكيد داشتند تبارنامه علمي و فرهنگي ما بود؛ به اين معنا كه مسلمانان خود مهد تمدن و علم بودند، ولي اروپايي‌ها و غربي‌ها آن علم را از مسلمانان آموختند و الان در عرصه‌هاي مختلف از طريق همان دانش ما به قله‌هاي پيشرفت رسيدند.
اين موضوع چيزي است كه در حال حاضر كشورهاي توسعه نيافته يا به عبارتي در حال توسعه، درگير آن هستند. كشورهاي داراي امكانات علمي و فني، علم چنين كشورهايي را از طريق تصرف داده‌هاي علمي آن كشورها به خود آنان مي‌فروشند. يعني در حالي كه داده‌هاي علمي مربوط به كشورهاي در حال توسعه است، به علت اين كه چنين دولت‌هايي در خواب غفلت هستند به راحتي اطلاعات و مواد خام را به كشورهاي صاحب تكنولوژي و نه علم مي‌فروشند و با كالاهاي مادي معاوضه مي‌كنند. از سوي ديگر، كشورهاي صاحب تكنولوژي، كه علم خود را از دولت‌هاي فقير تصاحب مي‌كنند، با مطالعه و بررسي روي آن مواد خام،‌ دوباره كشورهاي توسعه نيافته را به عنوان بازار مصرف خود براي تكنولوژي نيمه‌پيشرفته و نه كاملاً پيشرفته برمي‌گزينند.
در قرون وسطي نيز چنين جرياني وجود داشت و اروپاييان علم خود را از بزرگان مسلمانان،‌ چون ابن‌سينا، رشيدالدين فضل‌الله و … كسب كردند، اما امروز جهت كاملاً تغيير كرده است و اين همان خواب غفلتي است كه ما در طي زمان به آن گرفتار شده‌ايم.
«ما علم را از دست اروپايي‌ها مي‌قاپيم»؛ اين جمله‌اي است كه مقام معظم رهبري در تلاش براي جنبش نرم‌افزاري در رسيدن به قله‌هاي علمي به آن اشاره كردند. ايشان فرمودند: «ما بايد راه‌هاي ميان بر پيدا كنيم.» تا اين دويست سال عقب‌افتادگي را زودتر جبران كنيم. اين سخن رهبري خود از جهت ديگر همان نگاه اميدوارانه به آينده جوانان است كه از پيش‌شرط‌هاي توانايي است.
نگاه ارزشي به علم از محورهاي ديگر بحث بود؛ كه نگاه غرب به علم همان نگاه مادي است،‌چرا كه ايدئولوژي و اساس غرب بر ماديات بنا شده است، ولي در دين مبين اسلام علم شرافت ذاتي است.

پرهيز از تقليدگرايي در عرصه فرهنگي:
نگاه ديگري كه رهبر معظم انقلاب اسلامي در همدان به آن اشاره كردند، همان وجه استقلال‌طلبي بر پايه پرهيز از تقليدگرايي در عرصه‌هاي فرهنگي است.
ايشان بحث لباس ملي را مطرح كردند و ساخت نوعي پوشش، كه مشخصه خاص ايراني بودن است، را پيشنهاد دادند؛ همان‌گونه كه بسياري از كشورهاي ديگر براي ملت خود لباسي به عنوان لباس ملي طراحي كردند.
جمله «خودتان طراحي كنيد و خودتان بسازيد» هم بحث استقلال‌طلبي، داشتن مشخصه ملي و پرهيز از پذيرش تهاجم فرهنگي را خاطرنشان مي‌كند و لازمه همه اينها توانايي است كه ايشان فرمودند.
به هر حال، محورهاي بحث و تبيين آنها اگرچه به صورت خلاصه مطرح شده‌اند، لوازم و پيش‌شرط‌هايي براي فتح قله‌هاي علم، استقلال‌طلبي و مطرح كردن نام ايران در مجامع بين‌المللي در عرصه‌هاي مختلف هستند و اينها نيازمند آن است كه ما جوانان را باور كنيم كه «ما مي‌توانيم».