شماره 20 ـ آبان‏ماه هشتاد و سه
فلسطين «يكي داستان است پرآب چشم»

در روابط بين‌المللي از «خلق و خوي ملت‌ها» به عنوان يكي از عوامل قدرت و ضعف ياد مي‌شود. اين خلق و خوي مي‌تواند ذاتاً مثبت و مترقي و فارغ از زمان و مكان باشد كه در واقع عالي‌ترين ارزش‌هاي انساني است كه منبعث از فطرت الهي انسان است. از طرف ديگر خصلت‌ها و ويژگي‌هاي يك ملت و يا قوم مي‌تواند بسته به زمان و زمين مثبت يا منفي تلقي شود.
خلق و خوي انسان‌ها در ابعاد انساني و فطري مقيد به چارچوب خاصي نيست و فضايلي همچون ايثار و شجاعت و سلحشوري هم محدود به فرد و يا جامعه‌اي خاص نيست.
در روزهاي انقلاب اسلامي و دفاع‌مقدس شعار «هيهات من‌الذله» امام حسين(ع) در روز عاشورا روح سلحشوري و بي‌باكي را در كالبد ملت ايران دميد و حماسه‌ها آفريد. بي‌شك آنچه در فلسطين در مقابله با كيان صهيونيستي جاري است يكي از بركات انقلاب اسلامي است كه به صورت احياي فرهنگ شهادت و شهيد تبلور يافته است. به طوري كه انتفاضه فلسطين و فرهنگ شهادت‌طلبي در غزه و كرانه باختري امروزه قوي‌ترين سلاح فلسطيني‌ها در مقابله با ارتش اسرائيل است.
شهادت و شهيد در ادبيات مردان سياست و رهبران مذهبي و حلقه‌هاي روشنفكري نيز جايگاه رفيعي يافته است. چنانچه پس از اينكه دختري هجده‌ساله به نام «آيات الاخرس» خود را در قدس و در برابر يك مجتمع تجاري منفجر كرد و موجب كشته‌شدن دو تن و مجروح شدن بيست نفر شد.
دكتر غازي القصيبي1 سفير عربستان سعودي در لندن در قصيده‌اي كوتاه با عنوان «دروازه‌هاي بهشت در برابر چشمان زيباي تو آغوش گشوده‌اند» اين شهيده فلسطيني را ستود.
گواهي مي‌دهد
خداوند
و پيامبران
و اوليا
بر «شهيد بودن» شما.
مرگ را پذيرا شديد
تا نام خداوند سربلند بماند
در سرزميني كه
«معراج» به آن كرامت بخشيده است
خودكشي كرديد؟ خير
ماييم كه خودكشي كرديم
با زندگي‌اي كه
مردگان آن زندگانند
هان، اي ياران
ما به مرگ پيوستيم، پس بياييد
تا گوش فرا دهيم
مرثيه‌ها درباره ما چه مي‌گويند؟
ما ناتوان شديم
تا آنكه
«ناتواني» نيز از ما شاكي شد
و به گريه افتاديم
تا آنكه
«گريه» نيز ما را تحقير كرد
و به ركوع درآمديم
تا آنكه ركوع نيز از ما بيزار شد
و به انتظار مانديم
تا آنكه
«انتظار» نيز از دست ما به استغاثه درآمد
و شكايت خود را به طاغوتيان- كاخ سفيد- برديم
كاخي كه تمام وجودش تاريكي و ظلمت است
و كفشهاي «شارون» را ليسيديم
تا آنكه كفشها به فرياد آمدند كه
آهسته‌تر
ما را تكه تكه كرديد
ياران، ما به مرگ پيوستيم
ليكن
زمين نيز از پذيرفتن ما به ننگ آمد
به «آيات» بگو
اي عروس بزرگي‌ها
تمام زيباييها به فداي چشمهايت باد
هرگاه بهترين مردان ما بي‌تفاوت مي‌شوند
زيبارويي به مصاف جنايتكار خواهد شتافت
خندان و شادان
بر مرگ بوسه خواهد زد
در حالي كه سردمداران
از مرگ مي‌گريزند
بهشت درهاي خود را باز نمود
و به تو درود گفت
و پذيراي تو شد
فاطمه زهرا
بگو
به آنان كه «فتواها» را صادر مي‌كنند
آرام‌تر
چه بسا كه از يك فتوا
آسمان نيز به فرياد درآيد
هنگامي كه جهاد نداي دعوت سر دهد
دانشمند و قلم
كتابها و فقها
خاموش خواهند شد
هنگامي كه جهاد نداي دعوت سر دهد
خون
در روز جهاد
فتواي حقيقي خواهد بود.

پي‏نوشت‏

1. دكتر غازي القصيبي داراي دكتراي روابط بين‌المللي از دانشگاه رياض است. وي مدتي وزير كشاورزي و سفير عربستان سعودي در بحرين بود. دكتر القصيبي در هنگام سرودن اين شعر به مدت ده سال سفير عربستان در لندن بود و پس از آن براي كاهش آثار سياسي سروده وي، دولت عربستان سعودي وي را از لندن فراخواند و به سمت وزير آبياري گماشت.
دكتر القصيبي زماني نامزد تصدي دبيركلي سازمان ملل متحد، دبيركلي اتحاديه عرب و يونسكو بوده است.