| شماره 20 ـ آبانماه هشتاد و سه |
|
كتابخانه معارف
فرهنگ موضوعي تفاسير
نويسنده: جمعي از محققان
ناشر: بوستان كتاب قم
اين اثر تلاش جمعي از محققان مركز فرهنگ و معارف قرآن است كه به موضوع نگاري بيست دوره تفسير شيعه و اهل سنت پرداخته و توسط بوستان كتاب قم در سه جلد در سال 1382 به زيور طبع آراسته گرديده است.
شيوه موضوع نگاري اين فرهنگ همانگونه كه در مقدمه كتاب بدان اشاره شده است بدين شرح است:
1. اين فرهنگ حاوي موضوعاتي است كه به تناسب مفاد آيات قرآن كريم و فراتر از منطوق آيه بررسي گرديده است.
2. ملاك ثبت موضوع در اين فرهنگ، وجود آن موضوع دلالت مطابقي متن تفسير بوده و از تطبيق و برداشت پرهيز گرديده است.
3. در مباحث ادبي و لغوي جاهايي كه فراتر از بحث خاص لغت و ادبيات، قالب موضوعي گرفته آدرس داده شده است.
4. بنابر رعايت اصول اطلاعرساني، موضوعات بدون داوري و حكم ثبت شده است البته هرگاه در متن، تبيين حكم موضوع يا استدلال بر آن يا فلسفه حكم يا بطلان آن باشد. همان موضوع ثبت گرديده است. مانند دلايل وجوب نماز و ... .
5. در عنوانهاي موضوعي و موضوعات فرعي به زبان فارسي و به صورت «الفبايي - موضوعي» تنظيم يافته است. عناوين و اصلاحات عربي، به مترادف فارسي آن ارجاع داده شده است.
6. سرعنوانهاي موضوعي و موضوعات فرعي، برگرفته از متن بيست دوره تفسير تربيتي است كه از قرن چهارم تا چهاردهم تدوين يافتهاند.
7. در موضوعنگاري فرهنگ، حجم اطلاعات براي ثبت موضوع در نظر گرفته شده است، يعني موضوعاتي ثبت شدهاند كه حداقل دو سطر استدلال يا پنج سطر توصيفي و تحليلي براي آن وجود داشته باشد.
8. اطلاعات موضوعي از سه هزار سرعنوان موضوعي و شانزده هزار نمايه تركيبي و سي و چهار هزار موضوع فرعي تشكيل شده است.
9. اين فرهنگ حاوي اطلاعات اعلام، اشخاص، زمانها، مكانها و قبيلههايي است كه در قرآن كريم به آنها تصريح و يا اشاره شده و همچنين شامل اعلام غير قرآني كه در كتابهاي تفسيري به تناسب موضوعي مورد توجه قرار گرفتهاند ميباشد.
گروه متون اسلامي
از مسألهمحوري تا فضيلتگرايي
نويسنده: ادموند پينكافس
مقدمه، ترجمه و تعليقات: سيدحميدرضا حسني - مهدي عليپور
ناشر: دفتر نشر معارف
اين كتاب ترجمه اثري از ادموند پينكافس Edmund pincoffs به نام quandaries and virtues است كه در سال 1986 به چاپ رسيدهاست. ادموند پينكافس دانشمندي آمريكايي است كه اهميت و تأثير ديدگاههاي او در اخلاق به ويژه در بحثهاي اخلاق فضيلت محور، قابل انكار نيست. او به اخلاق فضيلت به عنوان رقيب و بديل كليه نظريات اخلاقي قرن بيستم تأكيد كرده و بر لزوم بازگشت به مفاهيم فضيلت و تعالي انساني پاي فشرده است. از ديدگاه پينكافس، اخلاق نه براي حل معضلات اخلاقي، بلكه پرورش انسان كامل اخلاقي به كار ميآيد او با ارائه چنين ديدگاهي در كتاب خود، توجه ويژهاي به تعليم و تربيت اخلاقي ابراز داشته است.
اهميت خاص اين كتاب در حوزه فلسفه اخلاق موجب شد تا محققان محترم حجتالاسلام والمسلمين سيدحميدرضا حسني و آقاي مهدي عليپور ضمن ترجمه آن با افزودن مقدمهاي نسبتاً جامع درباره تاريخ اخلاق فضيلت و تعليقات ارزندهاي كه گاه توضيحي و گاه نقدي است به غناي آن بيافزايند.
كتاب حاضر در يك مقدمه و سه بخش تنظيم شده و بدون احتساب مقدمه، داراي هشت فصل است:
بخش اول با عنوان «تحويل گرايي در نظريه اخلاقي» داراي سه فصل است:
- اخلاق مساله محور
- شأن نظريههاي اخلاقي رايج
- توان توجيهي نظريههاي اخلاق رايج
بخش دوم با عنوان «به سوي يك نظريه اخلاقي تحويل ناگرا» نيز داراي سه فصل است:
- دو توفيق براي متون در تعريف فضايل
- دفاع از كماگرايي
- آرمانهاي فضيلت و الزام اخلاقي
بخش سوم با عنوان «تعليم و تربيت براي نيل به منش شايسته» داراي دو فصل است:
- احتراز از تلقين اخلاقي
- در پي انسان شايسته
گروه اخلاق اسلامي
اخلاق نقد
نويسنده: سيدحسن اسلامي
ناشر: دفتر نشر معارف
در ادبيات تمثيلي ما آمده است كه هيزم شكني با شيري دوست و هم خوراك بود. روزي هيزم شكن به شيرگفت دهانت بوي بدي ميدهد. شير سكوت كرد و پس از دقايقي مصرانه از هيزم شكن خواست تا با تبر خود ضربهاي محكم بر سرش بزند: هيزم شكن نيز چنين كرد. سپس شير به او گفت تا يك ماه ديگر او را نبيند و پس از آن براي ديدنش به جنگل بيايد. پس از يك ماه هيزم شكن براي ديدن شير به جنگل رفت و او را سرحال ديد.
شير پس از چاق سلامتي از او خواست تا جاي زخم را بيابد اما هيزم شكن هر چه كرد. اثري از آن زخم عميق نيافت. سپس شيرگفت آن زخم براي شه خوب شده و اثري از آن نمانده است. اما اثر آن گفته يك ماه پيش، تا آخر عمر روحم را ميآزارد.
هريك از ما نيز به همين گونه، از انتقادهاي برخي كسان چنين زخمهاي التيام ناپذيري در نهان خود داريم؛ آن گونه كه هرچه ميكنيم، نميتوانيم آنها را فراموش نماييم. اين آزردگي موجب شده كه از انتقاد بپرهيزيم و روي خوش به منتقدان نشان ندهيم. اما به هر روي عميقاً بر اين باوريم كه انتقاد مفيد، راهگشا، كمال بخش، سازنده و ارجمند است و از اين روست كه در مييابيم به آن نيازمنديم.
محقق ارجمند جناب حجتالاسلام والمسلمين سيدحسن اسلامي با اين مقدمه اقدام به نوشتن كتابي نموده است كه در فصول نه گانه آن ابعاد مختلف نقد را ميكاود: در فصل اول، معاني متعدد نقد بيان شده است؛ دومين فصل، عناصر اساسي نقد را كه مقدم آن است، روشن، سومين فصل، علل ترس از نقد را بيان ميدارد، فصلهاي چهارم تا ششم نيز پارهاي از قيدهاي رائج درباره نقد را ارزيابي ميكند؛ فصل هفتم به فوايد نقد از منظر ارتباطات انساني ميپردازد؛ فصل هشتم درباره مفهوم و دامنه نقدپذيري است، و آخرين فصل نيز اخلاقيات نقد را باز ميگويد.
گروه اخلاق اسلامي
چشمه خورشيد
نويسنده: مصطفي دلشاد تهراني
ناشر: انتشارات دريا
به هواداري او ذرهصفت رقصكنان
تا لب چشمه خورشيد درخشان بروم
حافظ
نهجالبلاغه، بيترديد پس از قرآن كريم گرانقدرترين و ارزشمندترين ميراث فرهنگي اسلام است. مجموعهاي كامل براي هدايت فرد و جامعه، و اين کتاب بياناتي از نازلات و صادرات انساني كامل است كه پس از پيامبر اكرم(ص) والاترين انسانهاست.
نهجالبلاغه، شفاي دردهاي روحي بشر و راز هدايت اجتماعي و سياسي است و منشور انسانسازي و دريچهاي به نور و راهي از ملك تا ملكوت است.
نهجالبلاغه، مكتوب مبارزه با ستم و بيداد و زراندوزي و رساله مبارزه با جهل و جمود و خشك مغزي است و نيز راه برپايي حدود الهي و افق ارزشهاي آرماني است؛ صحيفه ساختن فرد و جامعه، آموزگار كفرستيزي و فقرستيزي و نه تنها راه روشن بلاغت (نهجالبلاغه) كه چشمه خورشيد و راه روشن هدايت است.
نهجالبلاغه ميتواند پاسخگوي خلاءهاي عميق فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي و جوابگوي مسائل و مشكلات گوناگون مسلمانان و جوامع عصر حاكميت شرك باشد.
اين اثر به منظور آشنايي با كتاب بيبديل نهجالبلاغه و بازگشت بدان در هشت بخش تنظيم شده است. در بخش اول بحثي در جهت شناخت صاحب اين كلمات نوراني آمده است تا مشخص شود كه نهجالبلاغه نازلات كدام گنجينه الهي است. در بخش دوم به شناخت مؤلفان كلام علي(ع) پرداخته شده است، با اين عنايت كه والاترين تأليف از كلام اميرمؤمنان(ع) به دست مبارك سيد رضي صورت گرفته است و هيچ تأليفي با آن قابل قياس نيست و اين اثر يگانه و جاودان است و نيز به مؤلفان كلام امام(ع) پيش از سيد رضي و تأليفاتشان و مؤلفان پس از سيد رضي و تأليفاتشان پرداخته شده است. در بخش سوم گامهايي براي شناخت اين تأليف بيبديل برداشته شده است، اينكه انگيزه سيد رضي در تأليف نهجالبلاغه چه بوده و چگونه و با چه ديد و روشي آن را تأليف نموده و چرا آن را بدين نام خوانده و وجه شاخص و برجسته اين كتاب چيست و چرا سندهاي خود را ذكر نكرده است و اينكه نهجالبلاغه كتابي شگفت است كه هركس را مبهوت و مقهور و مريد خود ميسازد و در صحت انتساب آن به امير مؤمنان(ع) هيچ ترديدي نيست. در بخش چهارم بحثي درباره منابع و مصادر اين كتاب ارزشمند شده است تا مشخص گردد كه از نظر منابع و مصادر از چه پشتوانه گرانسنگي برخوردار است. در بخش پنجم مباحثي درجهت شناخت رابطه نهجالبلاغه و قرآن آمده است كه نهجالبلاغه به حق «اخ القرآن» است و در بند بند آن روح قرآن كريم متجلي است. در بخش ششم مطالبي درباره صورتشناسي نهجالبلاغه و جلوههاي شگفت و هندسه بيمانند و زيبايي افسونكننده و ساختار سحركننده آن آمده است و اينكه چگونه امير بيان(ع) الفاظ و عبارات، و صنايع ادبي و اشارات را به كار گرفته و سخن را به نهايت مقام خويش رسانده و معارف و حقايق را در اوج بلاغت بيان فرموده است. در بخش هفتم بحثي در روشهاي مرور و مطالعه نهجالبلاغه شده است تا راههاي سير در اين گنجينه هدايت مشخص گردد و در بخش هشتم به كتابشناسي نهجالبلاغه پرداخته شده است تا زمينهاي براي آشنايي بهتر و مرور و مطالعه آن فراهم گردد.
در طي اين مباحث، نهجالبلاغه خود محور گرفته شده است تا رنگ و بوي آن در اين مرور حفظ شود و جلوههايي از آن در معرض ديده و دل قرار گيرد.
مطالب كتاب حاضر در سال 1367 به صورت جزوه درسي منتشر گرديده است و اينك با افزايش و پيرايش به قصد مقدمهاي در آشنايي با «نهجالبلاغه» و راهي به سوي «چشمه خورشيد» به دوستداران حقيقت و شيفتگان عدالت تقديم ميشود.
در آمدي بر تاريخ اسلام
(از آغاز تا سال 41 هجري)
نويسنده: دکتر بهمن خوييزاده (عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي کرج)
ناشر: انتشارات سرافراز
تهيه، تنظيم و نگارش تاريخ اسلام کار بسيار دقيق و حساسي است که خواننده را به مطالعه حوادث پرماجراي گذشته فرا خوانده او را به تحليل و تدبير رخدادها ميکشاند. دغدغه نگارنده بر اين قرار گرفته تا نسل جوان امروزي را با سيره صحيح رسولخدا(ص) به دور از تحليلهاي کلامي و تعصّبات بيجا، آشنا ساخته آنها را به درک حقيقت اسلام آشنا سازد.
اين اثر در 250 صفحه و در شش فصل به سامان رسيده است.
فصل آغازين به طرح مباحث مقدماتي تاريخ، از جمله تعريف موضوع، فايده و نقش تاريخ، وظيفه مورخ و نگارش تاريخ در ميان مسلمانان و آشنايي با برخي از مورخان و سيرهنويسان توجه نموده است.
فصل دوم با عنوان «محيط پيدايش اسلام (جزيره العرب)» به طرح مباحثي چون اوضاع طبيعي، جغرافيايي، اقتصادي، فرهنگي، اعتقادي، اجتماعي و سياسي جزيره العرب اشاره دارد.
مؤلف در فصل سوم با عنوان «پيامبر(ص) در مکه عصر تنزيل (بعثت و دعوت)» کوشيده است تا اطلاعاتي درباره تولد، کودکي، جواني، ازدواج و دعوت پيامبر را به خوانندگان ارائه دهد. در اين فصل مباحثي چون جنگ فجار، حلف الفضول، آغاز وحي، دعوت و مراحل آن، نخستين ايمان آورندگان، روش تبليغي پيامبر، دعوت همگاني ومبارزه با نظام اجتماعي و طبقاتي مکه، هجرت به حبشه، اسکان در شعب ابيطالب، رحلت دو ياور صديق پيامبر، اسراء و معراج و در پايان بيعت عقبه و طرح قتل رسول خدا(ص) بپردازد.
فصل چهارم کتاب با عنوان «پيامبر(ص) در مدينه (هجرت و حکومت)» به مباحثي چون اقدامات پيامبر براي تشکيل دولت اسلامي و حوادث مهم دوران زندگاني ده ساله پيامبر در مدينه بپردازد.
مؤلف در فصل پنجم «عصر تأويل (خلافت) از سقيفه تا قتل عثمان» به چگونگي شکلگيري سقيفه، پيروزي جناح مهاجر، موضع امام علي(ع)، خلافت ابوبکر، مسأله ارتداد، فتح سرزمينهاي مجاور، به حکومت رسيدن خليفه دوم و سوم و اهم رخدادهاي اين دوره تا پايان خلافت عثمان بن عفان پرداخته است.
فصل پاياني کتاب نيز با عنوان «عصر تأويل حکمت و حکومت علي(ع)» به مباحثي چون حکمت و حکومت علي(ع)، علي(ع) از تولد تا رحلت پيامبر، علل سکوت ايشان و علي و خلفا در دوران خلفاي ثلاثه، جنگ جمل، صفين و نهروان و در پايان اشاره اي مختصر به خلافت حسن بن علي(ع) پرداخته است.
گروه تاريخ اسلام
|
|