| شماره 20 ـ آبانماه هشتاد و سه |
|
موانع و راهكارها
تحقيق و پژوهش دانشجويي در دروس معارف اسلامي*
براساس نتايج جديد ارزشيابي دانشجويي (با فرم معاونت و از تعداد حدود پنجهزار برگ به دست آمده است.) استادان معارف اسلامي از ميان شانزده شاخص ارزشيابي، در شاخص «تأثير استاد در روحيه تحقيق و پژوهش دانشجو» كمترين نمره را داشتهاند.
اكنون بايد پرسيد: علل احتمالي ضعف در اين شاخص چيست؟
آيا دانشجويان به پژوهش بيميل و بيانگيزهاند؟
آيا ضرورت روشها، فوايد و اهداف تحقيق براي دانشجويان تبيين نشده است؟
آيا زمان كلاس مجال نميدهد كه استاد درباره تحقيق و پژوهش دانشجويي سرمايهگذاري کند؟
آيا الزام براي تحقيق در دروس تخصصي، عامل سرمايه گذاري نکردن دانشجويان براي تحقيق در دروس عمومي معارف و جدي نگرفتن آن است؟
آيا برنامهريزي نامناسب آموزشي، تعداد دانشجويان، زمان نامناسب برگزاري كلاس و ... باعث كاهش تحقيق در اين دروس شده است؟
اينها احتمالاتي است كه جاي طرح و تأمل دارد. در هر صورت روشن است كه روحيه تحقيق در دانشجويان معارف به طور شايسته ايجاد نشده است و استادان هم چندان عنايتي به اين مسئله نشان نميدهند. در اين نوشته به برخي از «موانع احتمالي» در تأثير گذاري و سپس به پارهاي از «راهكارها» براي پرورش روحيه پژوهش در دانشجو اشاره ميشود.
موانع تحقيق و پژوهش:
موانع موجود در تحقيق و پژوهش دانشجويان در دروس معارف اسلامي، از موانع تحقيق و پژوهش در ديگر عرصهها جدا نيست. بخشي از اين موانع به روحيه دانشجويان، بخشي به اساتيد و قسمتي به مديريت پژوهش در كشور ارتباط دارد.
روحيه مدرکگرايي:
متأسفانه روحيه مدركگرايي و غلبه آن بر روحيه يادگيري، دانشجويان را از ژرفانديشي در مطالب باز ميدارد. از اين رو نه تنها در دروس معارف كه در ساير دروس تخصصي نيز وضع تحقيق و پژوهش مطلوب نيست و پژوهش، نه تنها در مقطع كارشناسي، كه در مقاطع بالاتر از آن نيز اغلب در تصوير برداري، يا نهايتاً در گردآوري خلاصه ميشود.
لذا ايجاد و گسترش روحيه پژوهشگري و تحقيق، بيش از آنكه نيازمند تلنگر و هشدار باشد، محتاج به جنبش و نهضت است.
متون آموزشي و القاي ناکارآمدي دروس:
متون آموزشي موجود گاه به دانشجويان القا ميكند كه يادگيري آن هيچ نيازي از نيازهاي اساسي و كاري آنان را برطرف نميکند. مثلاَ دانشجوي رشته برق چه بداند كه اشاعره نسبت به معتزله درك متفاوتي از عدالت خدا دارند و چه نداند، و دانشجوي مكانيك چه به اين باور رسيده باشد كه صفات پروردگار با ذات او متحد است يا نامتحد، تأثيري در آينده كاري و برطرف كردن نيازهاي او نخواهد داشت. از اينرو در نگاه آنان چنين دروسي، ناكارآمد است و كسي كه چنين نگرشي به دروس معارف داشته باشد، حتي اگر فرصت تحقيق را بيابد، رغبت آن را نخواهد داشت. اين واقعيت، ضرورت اصلاح متون آموزشي و سرفصلهاي آن را روشنتر ميسازد.
برداشت بسياري از دانشجويان از دروس معارف اسلامي، سهلالوصول بودن آن، تسامح استاد در رعايت مقررات آموزشي، آسان گرفتن در تصحيح امتحان، چشمپوشي در حضور و غياب، كسب آسان نمره مناسب و در نتيجه فروگذار كردن امر تحقيق و پژوهش است. در واقع تحقيق و پژوهش در دروسي جدي انگاشته ميشود كه اصل درس جدي انگاشته شود، اما هنگامي كه از اصل درس تلقي جدي وجود نداشت و از مقررات گرفته تا تصحيح سؤالات و كسب نمره در آن، آسان قلمداد شد، ديگر سخن از پژوهش و تحقيق در آن، سخن از امر درجه دوم است. همين نكته از عوامل كمرمق و بيرونق ساختن تحقيق در كلاسهاي معارف است.
نقش برنامه آموزشي در بيميلي به دروس:
برنامه آموزشي نيز در بيميلي يا كم رغبتي دانشجويان به تحقيق و پژوهش بيتأثير نيست. وقتي دانشجو در يك روز درسي دو كلاس تخصصي با طرح مسايل پيچيده فني و دشوار دارد و مثلاَ بين اين دو كلاس درس معارف گنجانده ميشود، حجم انبوه و پردامنه دو درس تخصصي اين فرصت را به دانشجو نميدهد كه در كلاس معارف نيز با همان اشتياقي حضور پيدا كند كه در دروس تخصصي حضور مييابد و يا اساساً چنين رغبت و انگيزهاي را از او ميستاند.
كمبود امكانات:
فقر امکاناتي در اين دروس از مشكلات ديگري است كه در بيرونق ساختن آن تأثيرگذار است. كلاسهايي با جمعيت بالا كه تلفيقي از چند كلاس است؛ نبود يا كمبود كمك وسايل آموزشي مناسب و برگزاري كلاسها در فضاهاي آموزشي غيرجذاب و فرسوده، طراوت و شادابي را از درس معارف و دانشجوي آن ميگيرد و كلاس درس را ناپويا، كم بازده و حتي خوابآور ميسازد. وقتي كلاسها پرجمعيت و عموماَ تلفيقي از چند كلاس باشد، توانايي و اهتمام استاد صرف امور جنبي، مانند برقراري نظم در كلاس و اعمال مديريت ميشود و امر پژوهش و تحقيق مغفول واقع ميشود.
روشن است كه در چنين كلاسهايي نميتوان از هفتاد تا هشتاد دانشجو تحقيق خواست و اگر آنان به اين كار همت گمارند، استاد نميتواند به خواندن و تصحيح همه آن توفيق يابد. حال اگر استاد دو يا سه كلاس هفتاد نفره داشته باشد، كار به مراتب دشوارتر و سختتر خواهد شد. از سويي استاد اندك اندك به بينظميها، ورود و خروجهاي نا به موقع دانشجويان، سر و صداهاي داخل كلاس و تحقيق نخواستن و تحقيق ننوشتن عادت ميكند و نظم آموزشي، پژوهش دانشجويي و طراوت و شادابي كلاس ضايع ميشود. اگر چنين كلاسهايي در فضاي آموزشي غيرجذاب و فاقد امكانات لازم برگزار شود، مشكلات ياد شده دوچندان خواهد شد و در واقع درس را از حيّز انتفاع خارج خواهد ساخت.
اينها بخشهايي از موانع تحقيق دانشجويي در دروس معارف اسلامي است كه مسئوليت زدودن آن تا حد امكان متوجه استادان معارف، مسئولان آموزش دانشگاهها و خود دانشجويان است.
برخي راهكارهاي تحقيق و پژوهش
استاد بايد نوع نگرش دانشجويان را بداند، سؤالاتشان را بشناسد و از مايههاي فكري آنان از نزديك مطلع شود تا بتواند متناسب با همان نگاهها، نيازها و سؤالات، از آنان تحقيق و پژوهش بخواهد. مسلماَ اشتياق دانشجو براي تحقيق در مسايل مورد نياز به مراتب بيشتر از تحقيق در مسايلي است كه هيچ احساس نيازي به آنها ندارد. بنابراين بهتر است استادان محترم غير از كلاسهاي رسمي، با حضور در جمعهاي دانشجويي (همانند نشستها، اردوها و نمازخانه يا مسجد دانشگاه) از روحيات، خواستها، نگرشها و سؤالات اساسي آنان آگاه شوند تا متناسب با آن از دانشجويان فعاليت تحقيقي بخواهند.
استاد بايد موضوعاتي را به عنوان تحقيق طرح کند كه خود در آن دستي دارد، يا حتي بر آن مسلط است. اگر موضوعات تحقيقي با مطالعات استاد بيگانه باشد، بازخورد مناسبي نخواهد يافت و استاد به تحقيق - هر چند سطح آن نازل باشد - به ديده پذيرش خواهد نگريست. از سويي تحقيق در موضوعاتي كه استاد در آن تسلط دارد، براي خود استاد نيز دلپذيرتر خواهد بود و باعث خواهد شد استادان تحقيق دانشجويي را جدي بينگارند.
استاد فهرستي از مسائل تحقيقي را با عنايت به ويژگيهاي بند يک ارائه کند تا دانشجويان از ميان موضوعات مختلف، موضوع دلخواه را انتخاب کنند و ضرورتي ندارد كه موضوعات تحقيق لزوماَ در محدوه موضوعات درسي باشد.
استاد ميتواند تبيين موضوع جلسه آينده را به عنوان تحقيق از دانشجويان بخواهد و دانشجويان يك هفته فرصت داشتهباشند كه دريافتها ومطالعات خويش را در باب موضوع درس و مسايل مربوط به آن بيان دارند. اين چنين هم كار تحقيق سامان مييابد و هم جلب مشاركت و طرح بحث جلسه آينده صورت ميپذيرد. از طرفي استاد ميتواند با جمعآوري برگههاي دانشجويان كه نتايج مطالعات خويش را در آن ثبت كردهاند، به نوعي هم حضور و غياب را انجام دهد و هم با منظور كردن نمره براي اين فعاليت درسي نوعي ارزشيابي را جامه تحقق بپوشاند.
تحقيقات برتر دانشجويي در كلاس قرائت شود و استادان به گونهاي شايسته از دانشجويان محقق تجليل به عمل آورند و با تشويق آنان سايران را به اين كار علاقمند سازند.
براي تحقيقات برتر نمره منظور شود و تحقيقات مستند نيز در نشريه دانشگاه به چاپ برسد.
استادان تلاش كنند موضوع تحقيقي را محدود كنند تا هم دامنه كار با توان دانشجو متناسب باشد و هم مطالعات پراكنده و نامنظم نباشد. مثلاً به جاي آنكه استاد بگويد درباره صفات خدا تحقيق كنيد، بهتر است بگويد درباره صفت عدالت خدا و مشخصاً اين كه مثلاَ آيا عدالت خدا با مصائب بشر سازگار است يا نه، تحقيق كنيد. در اين صورت محدوده كار تحقيقي مشخص، انجام آن آسانتر و نتايج آن مناسبتر خواهد بود.
يكي از اساسيترين كارها در امر تحقيق، معرفي منابع تحقيقاتي است. دانشجويي كه با منابع تحقيق بيگانه باشد تلاشش نتايج مباركي در پينخواهد داشت. در واقع منبعشناسي از گامهاي رو به پيش در باب تحقيق است.
دانشجويان ميتوانند منابع معرفي شده را مطالعه کنند و حاصل كار را به صورت فردي يا گروهي كنفرانس دهند يا با برگزاري سمينار – از طريق دفاتر فرهنگ يا نهاد نمايندگي در دانشگاهها و همكاري اساتيد در طرح موضوع تحقيق يا هيأت بررسي مقالات سيمنار - كار خويش را ارائه كنند. اين روش افزون بر آنكه روحيه تحقيق را در دانشجو ايجاد ميکند. به جلب مشاركت ميانجامد و دانشجويان از تحقيقات ديگران مطلع ميگردند و نتايج كار تحقيقي گسترش مييابد. از طرفي به دليل آنكه جوان دانشجو خصلت گروهپذيري دارد، كار گروهي تحقيق براي آنان جذاب و خوشايند نشان داده خواهد شد.
لازم نيست تحقيقات دانشجويان از منابع متعدد صورت پذيرد. استاد ميتواند يكي از منابع متقن را به عنوان منبع معرفي کند و از دانشجو بخواهد آن كتاب يا قسمتهايي از كتاب را كه با سرفصلهاي درس همخوان است، تلخيص کند. آنگاه تلخيص را به دقت مطالعه و براساس آن از دانشجو پرسش کند تا بفهمد دانشجو حقيقتاَ كتاب را مطالعه كرده يا تنها رونويسي نموده است. (البته مقصود آن نيست كه استاد اين روش را براي تمام دانشجويان كلاس اعمال کند، بلكه ميتواند نوعي از تحقيق قلمداد شود.)
زماني که استاد يكي از منابع تحقيقي را با خود به كلاس ميبرد تا دانشجويان از نزديك با منابع تحقيق آشنا شوند، اگر چنين منبعي براي «تحقيق تلخيصي» مناسب بود، استاد ميتواند آن را در اختيار دانشجوي محقق قرار دهد و از دشواريهاي دانشجو در يافتن منبع تحقيق و هزينه خريد آن بكاهد.
استاد، نتايج ارزيابي تحقيق را به دست دانشجو برساند، اشكالات كاررا بگويد و نقاط قوت و ضعف نوشته را تبيين کند، تا دانشجو احساس كند استاد به كار او اهميت داده است. لازمه اين نكته آن است كه تحقيق در زمان مناسب از دانشجويان خواسته شود. آنچه كه اكنون رايج است و دانشجويان در جلسات پاياني يا در جلسه امتحان تحقيق را تحويل ميدهند، عملاً فايده مثبتي ندارد و يكي از آفات تحقيق دانشجويي است. زماني بايد تحقيق به دست استاد برسد كه بتواند اشكالات كار تحقيقي را به دانشجو نشان دهد تا تنها منظور كردن چند نمره براي تحقيق هدف اصلي آن تلقي نشود.
اگر تعداد دانشجويان كلاس زياد باشد، استاد ميتواند آنان را به چند گروه تقسيم کند و براي هر گروه موضوع خاص تحقيقي را معين سازد. از طرفي در طول ترم و هر هفته يا دو هفته يك بار ميتواند فرآيند نگارش تحقيق را از آنان بخواهد و اشكالات كارشان را برطرف کند. بدين طريق تحقيقات در پايان ترم انباشته نخواهد شد و استاد موفق به مطالعه آنها خواهد بود.
اين امور براي سامان دادن و نتيجه بخش كردن تحقيق مناسب است:
1 – 14. روشهاي تحقيق، شيوههاي جديد مطالعه، روشهاي تحقيق و گردآوري به دانشجويان آموزش داده شود، زيرا كسي كه نميداند بايد چگونه پژوهش کند و چگونه تحقيق بنويسد هرگز محقق نخواهد شد.
2 – 14. افزون بر آنكه بايد منابع را به دانشجويان معرفي کرد، بايد به آنان آموخت كه منابع نبايد شتابزده مطالعه و بررسي شود و لازم است به منابع دست اول مراجعه شود و رجوع به فهرست منابع، كار نگارش را آسانتر ميسازد. همچنين اطلاعات متفاوت را نبايد در يك برگه به صورت نامنظم و پراكنده جمعآوري کرد چون كار تحقيق را دشوار ميسازد.
3 – 14. تحقيق همواره با يك پرسش آغاز ميشود و در تحقيقات و مطالعات بايد به دنبال پاسخ آن بود. اينكه چگونه ميتوان يك پرسش ساده را به يك موضوع تحقيق مهم بدل كرد و با تغيير زاويه نگرش، مسايل به ظاهر ساده را معتبر و قابل تحقيق ساخت، مسئلهاي است كه بايد اساتيد به آن عنايت بورزند.
4 – 14. بايد به دانشجويان آموخت كه هم ميتوان در گزارهها و هم در واژهها1 تحقيق کرد به عنوان نمونه تحقيق درباره گزاره «خداوند يكتاست» تحقيق در گزارههاست و تحقيق در مفهوم يكتايي و وحدانيت، تحقيق در واژهها. با آموختن چنين مسايلي و نيز با آشنا كردن دانشجويان به فن تحقيق و اسلوب آن و درخواست تحقيق از مسايل آسان و سپس دشوار، راه براي تقويت روحيه تحقيق در دانشجويان هموار ميشود.
پينوشت
*. اداره ارزشيابي
1. بند 14 از كتاب مباني نظري و عملي پژوهش تأليف دكتر علي دلاور اقتباس شده است.
|
|