| شماره 19 ـ مهرماه هشتاد و سه |
|
موعود در نهجالبلاغه
انديشه پيروزي نهايي، تشكيل مدينه فاضله و حكومت واحد جهاني براساس قسط و عدل، آرزوي ديرينه همه ملتها است؛ تا جايي كه طرفداران تمام اديان الهي آينده جهان را از آن خود ميدانند.
در اسلام نيز نگرش به آينده و تشكيل حكومت واحد جهاني براساس قسط و عدل و از بين بردن ظلم و جور از جايگاه ويژهاي برخوردار است كه از آن در بينش اسلامي به مهدويت ياد ميشود.
اينك نكاتي چند از نهج البلاغه در اين باره:
الف) خالي نبودن زمين از حجتهاي الهي
ولم يخل الله سبحانه خلقه من نبي مرسل، او كتاب منزل، او حجه لازمه، أو محجه قائمه1
خداوند هيچگاه بندگان خود را بدون پيامبر يا كتابي آسماني، يا برهاني قاطع، يا راهي استوار رها نساخته است.
نيز درجاي ديگر فرمود:
لاتخلو الارض من قائم لله بحجه إما ظاهراً مشهوراً و إما خائفاً مغموراً، لئلا تبطل حجج الله و بيناته. و كم ذا و أين أولئك؟ اولئك - والله - الاقلون عدداً و الاعظمون عندالله قدراً، يحفظ الله بهم حججه و بيناته، حتّي يودعوها نظراءهم2
زمين هيچ گاه از حجّت الهي، تهي نيست كه براي خدا با برهان روشن قيام كند- يا آشكار و شناخته شده، يا بيمناك و پنهان – تا حجت خدا باطل نشود و نشانههايش از ميان نرود. با اين همه اين قامتهاي برافراشته تعدادشان چه قدر؟ و در كجا هستند؟ به خدا سوگند كه تعدادشان اندك، ولي نزد خدا، بزرگ مقدارند، كه خدا به وسيله آنان حجتها و نشانههاي خود را نگاه ميدارد تا به كساني كه همانندشان هستند، بسپارند.
ب) امام زمان، جانشين پيامبران الهي
... بقيه من بقايا حجته، خليفه من خلائف أنبيائه3
او [ = امام زمان(عج)] باقي مانده حجتهاي خدا و جانشيني از جانشينان پيامبران است.
ج) غيبت طولاني امام زمان
فهو مغترب إذا اغترب الإسلام، و ضرب بعسيب ذنبه، و ألصق الارض بجرانه4
در دوراني كه اسلام به غربت دچار شود و همچون شتر در راه مانده، ناتوان از خيزش گردد، او [= امام زمان(عج)] پنهان شده و از ديدهها غايب ميگردد.
د) ظهور امام زمان بعد از انتظاري طولاني
في ستره عن النّاس لا يبصر القائف أئره و لو تابع نظره5
در زمان غيبت و پنهان بودنش از مردم، جويندگان [= منتظران] اثري از او نخواهند يافت، گرچه بسيار بجويند.
هـ) اجتماع مؤمنان در پيرامون امام زمان
فإذا كان ذلك ضرب يعسوب الدّين بذنبه، فيجتمعون إليه كما يجتمع قزع الخريف6
هنگامي كه وضع بدين منوال شد، پيشواي دين قيام كند، پس مؤمنان به سرعت همانند ابرهاي پاييزي. در اطرافش جمع شوند.
و) روي آوردن دنيا به اهلبيت پيامبر(ص) بعد از ظهور امامزمان
لتعطفنّ الدّنيا علينا بعد شماسها عطف الضّروس علي ولدها، و تلا عقب ذلك: و نريد أن نمنّ علي الّذين استضعفوا في الارض و نجعلهم أئمه و نجعلهم الوارثين7
دنيا پس از چموشي، همچون شتري كه از دادن شير به دوشندهاش خودداري ميكند و براي فرزندش ميگذارد، به ما [= اهل بيت پيامبر(ص)] روي ميآورد. آنگاه اين آيه را تلاوت نمود: و اراده كرديم بر مستضعفان زمين، منّت گذارده، آنان را امامان و وارثان روي زمين گردانيم.
ز) كامل شدن نعمتها و برآورده شدن آرزوها در عصر ظهور
فكانكم قد تكاملت من الله فيكم الصّنايع، وأراكم (أتاكم) ما كنتم تأملون8
گويا ميبينم در پرتو خاندان پيامبر(ص) نعمتهاي خدا بر شما كامل شده و به آنچه آرزو داريد، رسيدهايد.
ح) الهي شدن خواستههاي بشر در زمان ظهور
يعطف الهوي علي الهدي، إذا عطفوا الهدي علي الهوي9
او [= امام زمان(عج)] خواستهها را تحت الشعاع هدايت الهي قرار ميدهد، هنگامي كه مردم هدايت را تحتالشعاع هوا و هوس خويش قرار دادهاند.
ط) محوري شدن قرآن در عصر ظهور
و يعطف الرّاي علي القرآن إذا عطفوا القرآن علي الرّاي10
آن هنگامي كه مردم قرآن را به رأي خود تفسير كنند، او [امامزمان(عج)] آرا و نظرات مردم را تابع قرآن قرار خواهد داد.
ي) كيفر شدن طاغوتيان و ستمگران در حكومت امام عصر
الا و في غد - و سيأتي غد بما لا تعرفون - يأخذ الوالي من غيرها عمالها علي مساوي اعمالها11
آگاه باشيد! فردا، فردايي است ناشناخته؛ كسي بر شما حكومت خواهد كرد از غيرخاندان حكومتها؛ او عمّال و رؤساي حكومتها را بر اعمال بدشان كيفر خواهد كرد.
ك) آشكار شدن ثروتها و منابع زيرزميني در زمان امام عصر
وتخرج له الارض أفاليذ كبدها و تلقي إليه سلماٌ مقاليدها12
زمين ميوههاي دلش را براي او خارج خواهد ساخت و كليد گنجهايش را به او تسليم خواهد كرد.
ل) حاكميت عدل اسلامي در عصر ظهور
فيريكم كيف عدل السّيره13
آن حضرت [= امام زمان(عج)] عدالت گستري و سيره پيامبر(ص) را در عدالت به شما نشان خواهد داد.
م) احياي مجدد قرآن و سنت پيامبر(ص) درعصر ظهور
ويحيي ميّت الكتاب و السّنّه14
او [= امام زمان(عج)] كتاب قرآن و سنّت پيامبر(ص) را كه قبلاٌ مرده بود، زنده خواهد كرد.
ن) نابود شدن فتنهها و فتنهگران توسط امام عصر(عج)
يا قوم، هذا إبّان ورود كل موعود، و دنوّ من طلعه ما لا تعرفون. ألا و إنّ من أدركها منّا يسري فيها بسراج منير، و يحذو فيها علي مثال الصّالحين15
اكنون هنگام رسيدن فتنههايي است كه به شما وعده داده شد و زمان آغاز آن نامعلوم و بدانيد آن كس از ما كه با آن فتنهها روبهرو شود، يا چراغي روشنگر در آن گام نهد و بر همان سيره و روش صالحان رفتار نمايد.
س) آزادي ملّتهاي دربند از سلطه ستمگران توسط امامعصر(عج)
ليحلّ فيها ربقاً و يعتق فيها رقّاً16
او [= امام زمان(عج)] گرهها را بگشايد؛ بردگان وملتهاي اسير را آزاد سازد.
ع) پراكنده شدن اجتماع گمراهان وگردآمدن حقجويان پراكنده در عصر ظهور
ويصدع شعبا، و يشعب صدعاٌ17
او [= امام زمان(عج)] جمعيتهاي گمراه و ستمگر را پراكنده نمايد و حقجويان پراكنده را به دور هم گرد آورد.
پينوشت
1. نهج البلاغه، خطبه 1 / 38.
2. همان، حكمت 147/11.
3. همان، خطبه 182/24.
4. همان.
5. همان، خطبه 150/4.
6. همان، غريب كلام. 1
7. قصص، 5.
8. نهجالبلاغه، حكمت 209.
9. همان،خطبه 100/7.
10. همان، خطبه 138/1.
11. همان.
12. همان، خطبه 138 / 2 – 3.
13. همان، خطبه 138 / 3.
14. همان.
15. همان، خطبه 150/2- 3.
16. همان، خطبه 150/3 - 4.
17. همان، خطبه 150/4.
|
|