| شماره 19 ـ مهرماه هشتاد و سه |
|
طاعون ترس*
مكي دومينيك**
اشاره:
جامعه آمريكا امروزه با نوعي ترس و رعب عجيبن شده است، ترس و رعبي كه معلول سياستهاي زيركانه دولتمردان اين كشور است. ترس از حملات تروريستي در يكايك مردم اين كشور رخنه كرده و راه حل آن در گروي اقدامات پيشگيرانه و لشكركشي به دشمنان اين جامعه معرفي ميشود، تا از سويي توجه جامعه از مشكلات موجود منحرف شود و از سوي ديگر، همگان براي كاهش اين ترس و رعب، به دولتمردان خود پناه برند.
شبح جنگ بر سينه همه ما سنگيني ميكند. شبها با آن همراه ميشويم و خوابهاي شبانه ما نيز از آن مصون نمانده است. صبحگاهان با آن از خواب بر ميخيزيم و در تمام ساعات روز همراه و همپاي ماست و به اشكال مختلف در افكار، گفتوگوها و حتي موسيقيمان نيز رخنه كرده و بدين شكل رفته رفته ميرود تا به جزء لاينفك آيندهمان تبديل شود.
زندگي خود را مملو از تصاويري فراموش نشدني، وحشيانه و فجيع نمودهايم و جامعهاي را شكل دادهايم كه از فشارهاي تكان دهنده و وحشتناك رنج ميبرد. ما مخاطب دولتمرداني شدهايم كه هدايت ما را عهدهدار شدهاند و به نحوي موفقيتآميز، از اين ترس و رعب شكل گرفته در وجود ما به سود خود بهره ميبرند و تا آنجا كه منافعشان ايجاب كند، به سوء استفاده خود ادامه ميدهند.
اما جنگ پر هزينه و رو به گسترش عليه تروريسم، در حقيقت جنگي است كه در اذهان ما در حال شكلگيري است و به ابزاري در راستاي نابودي آزاديهاي مدنيمان تبديل شده است؛ جنگي كه جز با هدف كنترل و تسلط بر اذهان ما سامان نيافته است.
اين اشباح جنگ را پيشتر، به كرّات با چشمان خود ديدهايم كه بارزترين نمونههاي پيشين آن را ميتوان در جنگهاي جهاني اول و دوم، جنگ كره و بالاخره جنگ ويتنام به خاطر آورد؛ جنگي كه در طي شبهاي متمادي، نظارهگر اجساد خونين كشتهها و زخميان آن بوديم. جنگ ويتنام نمونهاي از جنگي بود كه از هرگونه توصيفي بينياز است.
هم اينك مردم شاهد تصاوير جنگ بر صفحه تلويزيون و نمايشگرهاي كامپيوتري خود هستند. تصاويري كه در آنها شاهد فرو ريختن بمبهاي واقعاٌ هوشمند نه بر سر دشمنان كه بر سر مردمان جامعه خود هستيم.
«ديك چني» وزير دفاع دولت بوش پدر، در سال 1991م. در يكي از بيانيههاي خود بدين نكته اشاره نمود كه ما تنها كشور در اين كره خاكي هستيم كه توان گرد هم آوردن نيروهاي حافظ صلح را داريم. اما آيا به راستي ميتوان صلح را با اتكاي به نيروهاي نظامي بر ديگران تحميل نمود؟
ترس از تروريسم همه جا را فراگرفته است و محصول آن را ميتوانيم به وضوح در منتهن جنوبي، جايي كه حصاري آهنين، بازار بورس نيويورك را محصور نموده است ببينيم. اين حصار آهنين كه به عنوان مانعي عليه حملات تروريستي ساخته شده در سرتاسر اين خيابان كشيده شده و يك سمت پيادهروها، كاملاٌ با نيروهاي امنيتي و محافظين مسدود شده است. وانتهايي مخصوص در چهارراههاي اطراف متوقف نمودهاند. در يكي از روزهاي سرد ماه ژوئن شاهد آن بودم كه محافظين براي گرم كردن خود، پاهاي خود را به يكديگر ميساييدند. حقيقتاٌ تنها دشمن آنها در آن روز، نه تروريستها بلكه هواي سرد بود. چنين صحنههايي به تصاويري ميماند كه در فيلمهاي قديمي سياه و سفيدي كه تصويرگر استبداد حاكمان و سلاطين ملتهاي كهن است، بعضاً شاهد آن هستيم.
اما خلق چنين شرايطي است كه رفته رفته ميرود تا شهرهاي ما را به تسخير خود در آورد. خيابان به خيابان، منطقه به منطقه و بدين نحو پس از چندي ديگر همه چيز و همه جا با ترس و وحشت عجين ميشود. با صدور هرگونه بيانيه راديويي، گزارشهاي ويژه خبري و نيز هشدارهاي مقامات دولتي مبني بر احتمال وقوع عمليات تروريستي، به رعب و وحشتدامن زده ميشود و البته در سالهاي اخير، عمده اينگونه هشدارها و گزارشها، با عبارت «تسليحات كشتار جمعي» همراه شده است. آري! اين طاعون ترسي است كه اميدها را به نااميدي و يأس تبديل ميكند و ما را از حقايق و واقعيتها دور ميسازد.
سالهاست كه زندگي در محيطي موهوم را آغاز نمودهايم كه در آن از ما خواسته ميشود تحت لواي حكومتي كه براي نيل به اهداف خود رعب و ترس را به ما القا ميكند، زندگي را سپري كنيم. چنين حكومتي، ديگر به جزيي از خانواده جديد ما تبديل شده است و همين عضو جديد خانواده ماست كه از ما ميخواهد تا تمام و كمال ازحقوق مدني خود چشمپوشي نماييم و خود را نسبت به حكومتي سؤال برانگيز وفادار نشان دهيم.
حصارهاي آهنين در اطراف بازار بورس وال استريت، از سويي نمادي از بازدارندگي عليه اميدها و آرمانهاي آينده و از سوي ديگر، القاگر ترس و وحشت در جامعهمان است.
در صورتي كه «ترس از ديگري» به همين نحو ادامه يابد، شاهد آغاز اختلافات و درگيريها بين يكديگر خواهيم بود و از همين روست كه بايد خود را آماده و هوشيار نگهداريم؛ اما نه نسبت به دشمنان برون مرزي، بلكه بايد نسبت به دشمناني كه در هيأت نيروهاي نظامي در شهرها و محيط زندگيمان رخنه كردهاند و روز به روز هم حضورشان در زندگي ما محسوستر و ملموستر ميشود و از ما ميخواهند تا ترس را باور كنيم و همواره بدان فكر كنيم، از خود هوشياري نشان دهيم. در اين روند، نبايد از واژهها و عباراتي كه القاگر ترس و وحشت بوده و همه روزه در رسانههاي جمعي انعكاس مييابند غافل بمانيم.
اما به راستي بازار بورس نيويورك - كه ميتواند نمادي از جامعه آمريكا باشد - و صدها كامپيوتر كه آن را به صدها شركت در سراسر جهان متصل ميسازد، آيا با تسليحات ميكروبي و شيميايي از پاي در ميآيد كه اين چنين با حضور هزينهبر نيروهاي امنيتي و نظامي، به دژي محصور تبديل شده است. و يا اين كه چنين بازاري، با همان سيستم كامپيوتري خود و تنها با خطايي كامپيوتري، ميتواند فلج شده، از پاي در آيد.
به حق كه در عصري جديد به سر ميبريم، عصري كه بخش عظيمي از منافع ملي ما به سرنوشت و وضعيت عراق وابسته است؛ منافعي كه به عبارت دقيقتر، به كنترل كامل و تمام عيار ما بر منابع و ثروتهاي طبيعي ديگر كشورها گره خورده است. اما امروزه، زماني شاهد شكلگيري چنين جنگها و لشكركشيهايي هستيم كه آمار بيخانمانهايمان - اگر چه از گزارشي به گزارش ديگر متغير است - تنها در نيويورك به بالاترين حد ممكن خود در تاريخ اين شهر رسيده است و اصلاٌ در كشوري ثروتمند همانند آمريكا، مسايل و معضلاتي از اين دست، همان دشمناني هستند كه بايد از آنها به خود وحشتراه دهيم، نه اين كه با دامن زدن به ترس، نفرت، خشونت و شستوشوي مغزي مردم، رعب و وحشت را بر جامعه حاكم نماييم، رعب و وحشتي كه دامن زدن به آن آسان و پايان دادن به آن بسي مشكل است.
پينوشت
*. ماهنامه سياحت غرب، مركز پژوهشهاي صدا و سيما، شماره يازدهم، ارديبهشت 1383. «سياحت غرب» با عناوين فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي كه به جهت شناخت بهتر و بيشتر جامعه غربي از منابع و نوشتههاي درون غرب به موضوع پرداخته است. مقاله پيشرو از بخش سياسي آن انتخاب شده است. اين نشريه در بخش فرهنگي نيز به اين سؤال ميپردازد كه آيا تكنولوژي در كار كرد خود خنثي و بيطرف است و خير و شر آنها بسته به كاربران خوب يا بد آنهاست يا آنكه في نفسه واجد افتضائات كاركردهاي خاص هستند و نسبتشان با خيرو شر مساوي نيست؟
اين نشريه را ميتوانيد از قم، بلوار امين مركز پژوهشهاي صدا و سيما تلفن: 2933866 تهيه نماييد.
**. نويسنده و روزنامهنگار آمريكايي و مؤلف كتاب معروف The Queen of peace Room (ملكه اتاق صلح)
|
|