شماره 19 ـ مهرماه هشتاد و سه
طليعه*

اى پسر احمد؛ آيا به سوى تو راهى هست تا ملاقات شوى؟ مولايم چه زمانى چشمان ما از ديدار تو روشن مى‏گردد؟ آقا و مولايم؛ كاش مى‏دانستم، آيا با نور جمالت ديدگانم روشن خواهد شد؟ آيا از وصال گوارايت سيراب خواهم شد يا با اين اندوه روانه قبر شده و با غصه و اندوه فراوان از اين دنيا مى‏روم.
مولايم، آرزويم؛ دستور بده خواب در چشمانم گذر كند تا شايد در عالم رؤيا وجود گرانقدر تو را ببينم. حبيب من؛ هرگاه فناى من مقتضى بقاى تو باشد و شيوه عشق از سنت چشم بر هم نهادن حمايت كند، سياهى چشمى براى من باقى بگذار، شايد پيش از مرگم، كسى را كه تو را ديده است ببينم.
آقايم؛ آنگاه كه درباره رسيدن به شما و لذت ديدار شما مى‏انديشم و در احوال كسانى كه آنان را به پناه خود نزديك نموده، مشرف به ديدار جمالت نموده و با تعليم خود آنان را بزرگداشته‌اي و با نوشانيدن جام‌هاى توحيد بر ايشان منت نهاده و شرافت آمدن در محفل اهل توحيد را به آنان كرامت نموده‌اى تأمل مى‏كنم، نزديك است قلبم از حسرت شكافته شود.
آقايم خوا‌هان شما، با ساير مشتاقان تفاوت دارد، زيرا زيبايى تو قابل مقايسه با زيبايى ساير معشوق‌‌ها نيست. زيرا زيبايى شما مظهر زيبايى خداوند زيبا و زيبايى ديگران از مظاهر زيبايى شماست و شما منبع همه زيبايي‌‌ها هستيد و شماييد نورانى‏ترين و درخشنده‏ترين نور خدا. جدايى و دورى شما نيز مانند جدايى از محبوب‌هاى ديگر نيست، چرا كه اگر محبوب‌‌هاى ديگر دوستدار را ترك كنند، گفته‌مى‏شود: محبوب او را ترك كرده و بخاطر آن سرزنشي متوجه دوستدار نمى‏شود. ولى اگر شما كسى را ترك كنيد، مردم او را سرزنش نموده و خود نيز خودش را سرزنش مى‏كند و هيچ تسلاى خاطرى نيز نخواهد داشت. زيرا نمى‏توان گفت شما بيوفا بوده يا به دوستدار خود علاقمند نيستيد. همه دوستدارانت اعتقاد دارند كه دوستى و وفاى تو بيش از دوستى و وفاى آنان است. بنابراين اگر آنان را ترك كنى، نشان‌دهنده كوتاهى ايشان است و اين كم محبتى نشانگر نادانىشان. به همين جهت كسى كه او را ترك نمايى ورشكسته‏ترين افراد است، مگر اين كه خود را تسلى داده، بگويد: در آينده به شما خواهد رسيد و هجران شما پاداشى براى او در پى خواهد داشت و چه پاداشى بزرگتر از ديدار شماست.
آقايم؛ كار سخت شده، ستمِ فراوان و فساد بى‏سابقه‌اى سراسر گيتى را فرا گرفته است. آتش هوا‌هاى نفسانى شعله‏ور گرديده و گيتى را سوزانده است و به واسطه آن شهر‌ها خراب، آبادانى نابود و انسان‏‌ها و حيوانات از بين رفته‌اند.
براى من سخت است كه ببينم ديگران در مملكت تو تصرف كرده و بر پيروان و حتى خويشانت حكومت مي‌كنند و آنها به تو پناه آورده و از تو كمك مى‏خواهند و پاسخي نمى‏شنوند. پناه بر خدا از اين مصيبت‌‌هاى دردناك و سختي‌‌هاى زياد. «انا للّه و انا إليه راجعون» از مصيبت نبودن تو و طولانى بودن غيبتت؛ در حالى كه شيعيانت مانند گله گوسفندى بدون چوپان شده‌اند كه گرگ‌ها از هر طرف به آن حمله كرد‌ه گروهى را خورده و گروهى را براى ذخيره مى‏كشند.
سرورم اين مصيبت‌هاى ما بود، ولى ناراحتي‌هاى شما بخاطر اي مصائب براى ما سخت‏تر است و دل ما را بيشتر به درد مى‏آورد. زيرا از رأفت شما به شيعيانتان و غيرت و رقت قلب شما آگاهى داريم. مگر جد شما اميرالمؤمنينعليه‌السلام نبود كه از ربوده شدن خلخال زن ذمى توسط لشكر معاويه شكايت كرده و ‏فرمود: «اگر مسلمانى از اين مطلب بميرد، او را قابل سرزنش نمى‏دانم.» پس چه حالى داريد زمانى كه بدانيد با زن‌هاى مسلمان چه مى‏كنند. خداوند ملتت را يارى كند. مولايم به خداوند و به سرور مردم محمد مصطفى و به على‌مرتضى و به سرور بانوان و به پدران پاكت، امامان هدايت و شيران درنده نبرد و به حمزه، سرور شهيدان، از اين پيش‏آمد‌هاى ناگوار و اوضاع بد شكايت مى‏كنيم. بندگان گرفتارت را يارى كن، اى ياور يارى خوا‌هان. سرورشان را به آنان بنمايان و با ظهور او ستم ستمكاران، حاكميت كفار و حيله مخالفين را از آنان دور كن و با فرج ولى خود، در فرج آنان تعجيل نما. ديدگان مؤمنين را با جمال ولىّ دين روشن نموده و بهره آنان را با ظهور جلالش در ميان جهانيان بيشتر گردان. عدل فراوان و حكومت بزرگ خود را آشكار نما و با آن حق را بر پا و باطل از بين ببر. از ستمكاران و دشمنان برگزيدگانت انتقام بگير و در انجام وعده‏‌هايت در مورد يارى مؤمنين و عاقبت پرهيزكاران تعجيل فرما.

پي‏نوشت‏

*. برگرفته از كتاب المراقبات حاج ميرزا جوادآقا ملكي تبريزي